تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
گفتار او را ، بدور از هوى ، بل « وحى يوحى » « 1 » ساخته است . آرى ؛ اينان از نصوصى كه به حبّ حسن و حسين - عليهما السّلام - فرمان مىداد و از بغضشان سخت نهى مىكرد و بر آن تهديد مىنمود ، إعراض كردند ، و اين نصوص را پس پشت افكنده ، فراموش ساختند ؛ آنگاه بر خاندان پيامبر ظلم و ستم روا داشتند ، ايشان را آواره نمودند و به سبّ و لعن و قتلشان دست و زبان آلودند . گروهى ديگر پس از اين نسل آمدند كه حق را تباه ساختند ، از أوامر و نواهى پيامبر روى گرداندند و به پيروى از پيشينيان خود پرداخته ، در پى ايشان شتافتند . آن پيشينيان ، مجال جانشينى پيامبر و سرپرستى أمّت را از « آل محمّد » ستاندند ، ايشان را از پايگاه إدارهء أمور به كنار راندند ، أريكهء إمامتشان را غصب كردند ، دستشان را از همهء إمكانات فعّاليّت براى مصلحت أمّت دور ساختند ، و مناصب مهمّ و حسّاس دولت إسلامى را به دست بىبند و بارانى از بنى أميّه و بنى عبّاس سپردند . اين پسينيان هم ، فرصت إرشاد و هدايت تشريعى أمّت را از « آل محمّد » گرفتند ، مانع گسترش فقه ايشان در ميان أمّت شدند ، ايشان را از بيان أحكام إلهى بازداشتند ، و روى مردم را از ايشان به سوى بيگانگانى بازگردانيدند كه تازه بدين دين در آمده و از أصول و سنن و آبشخورهاى معرفتى و فكرى آن بىخبر بودند . بدين سان ، أمّت ، از اين كه آل محمّد - صلوات اللّه و سلامه عليهم - فقهى دارند كه بىواسطه و از روشن‌ترين راه و صحيح‌ترين طريق به پيامبر خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - مىپيوندد ، و أحكام آن ، بدون تكيه بر رأى و ظنّ ، بلكه با اعتماد بر أصول علمى يقينى ، از كتاب و سنّت برگرفته شده است ، بىخبر ماندند ؛ و آگاه
هامش
( 1 ) . نويسندهء ارجمند ، بدين عبارات قرآنى نظر داشته است كه :« ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى »( س 53 ى 2 - 4 / يعنى : همسخنتان نه سرگشته شده‌ست و نه گمراه و از سر هواى نفس سخن نمىگويد آن جز وحيى نيست كه وحى كرده مىشود ) .