و آله و سلّم - بر نصوص دومين ملازمه ، يعنى : « هر كه ايشان را دوست بدارد ، مرا دوست داشته است » ، جملهاى افزوده :
[ 118 - 123 ] « . . . و هر كه دشمنشان بدارد ، مرا دشمن داشته است » « 1 » .
شگفتا ! چگونه مىتوان فرض كرد كسى باشد كه حسن و حسين - عليهما السّلام - را دشمن بدارد ؟ ! كسى كه به دين إسلام منتسب است ، چرا بخواهد با حسن يا حسين - عليهما السّلام - دشمنى كند ؟ ! پاسخگويى به اين پرسشها ، بىگمان از پاسخ گفتن به پرسش پيشين ، دشوارتر است ، زيرا مىبينيم كه پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - وجود كسى را كه با حسن و حسين دشمنى كند ، مفروض داشته ، و دشمن داشتن اين دو را با دشمن داشتن خود در پيوند دانسته است ! نكتهء ديگرى هم در مسألهء بغض نگريستنى است ، و آن اين كه در بغض ، ملازمه يكسويه است ، ولى در حبّ دو سويه بود ! يعنى در مورد بغض ، چنين جملهاى وارد نشده كه : « هر كه مرا دشمن بدارد ، اين دو را دشمن داشته است ! » شايد سبب اين باشد كه در جامعهء إسلامى ، دشمن داشتن پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - را ، حتّى در تصوّر نيز نمىتوان آورد يا فرض كرد ؛ زيرا اين كار ، مساوى كفر آوردن به خود رسالت و به فرستنده و فرستاده ، هر دو ، مىباشد .
أمّا « دشمنى با خاندان پيامبر » ، با همهء زشتى و هولناكىاش ، در عالم واقع تحقّق يافت ؛ چه در ميان أمّت خود پيامبر كسانى بودند كه با حسن و حسين دشمنى نمودند و بر منابر إسلام آن دو را لعن كردند ؛ بلكه در اين أمّت كسانى بودند كه در روى حسن و حسين - عليهما السّلام - شمشير كشيدند و با ايشان جنگيدند ! آيا حسين - عليه السّلام - بر دست مردمانى جز از أمّت نياى خود ، يعنى رسول خدا ، حضرت محمّد - صلّى اللّه عليه و آله - ، كشته شد ؟ ! . . . أمّا چرا ؟ ! پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - در نصّ پيشگفته - كه از نشانههاى نبوّت بشمار است - إعلام كرده كه « دشمنى با او » ، اگر چه شخص مسلمان آن را مستقيماً
هامش
( 1 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 77 / 120 ) .