آن دو قرار مىدهد .
وقتى سبب و منشأ « حبّ » ، واحد باشد ، ميان اين دو جمله فرقى وجود ندارد : « هر كه مرا دوست بدارد ، بايد اين دو را دوست بدارد » و « هر كه اين دو را دوست بدارد ، مرا دوست داشته است » .
نصوصى كه در آنها ، پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - بر حبّ « آل محمّد » و از جمله حسين - عليه السّلام - تأكيد فرموده ، بسيارند ، و بخش بزرگى از آنها را ابن عساكر روايت كرده است . « 1 »
اين پرسش پيش چشم مىآيد كه :
اين همه تصريحات ، با اين اندازه تأكيد ، براى چيست ؟ ! حال آنكه باورمندان به رسالت و رسول أكرم ، بىگمان « آل رسول » را گرامى و دوست مىدارند و از سر عقيده و إيمان به ايشان مهر مىورزند ! دست كم ، براى پاسداشت عرفيّاتى از قبيل « لأجل عين ألف عين تكرم » « 2 » و « المرء يحفظ فى ولده » « 3 » ، چنين خواهند كرد ؛ يعنى براى عرفيّاتى كه در آن عصر در ميان نادانترين مردمان نيز حكمفرما بود ؛ تا چه رسد به كسانى كه آموزشهاى إسلام شعور ايشان را آكنده است ! تازه اينهمه ، با چشمپوشى از كرامت و شرافت و مكانت علمى و عملى أهل بيت نبوّت است كه بر هيچ يك از مسلمانان پوشيده نيست .
وقتى به مآثر و آثار أهل بيت ، بنگريم ، آيا كسى را أحقّ از ايشان به محبّت و تكريم ، و أولى از ايشان به تفضيل و تقديم مىيابيم ؟ ! پس چرا نياشان ، يعنى پيامبر ، اينهمه بر حبّ ايشان و پيوند آن با حبّ خود تأكيد فرمود ؟ ! پاسخ گفتن بدين پرسش آسان مىشود وقتى كه ببينيم پيامبر - صلّى اللّه عليه
هامش
( 1 ) . نگر : صفحات 79 - 100 از تاريخ دمشق ، ترجمة الإمام الحسين عليه السّلام .
( 2 ) . يعنى : براى يك چشم هزار چشم گرامى داشته مىشود .
( 3 ) . يعنى : مرد را در زاد و رودش پاس دارند .