باشد ، خون پاكش چگونه خواهد بود ، آنگاه كه بر زمين روان مىگردد ؟
أمثال اين حديث رموزى هستند إشارتگر به نهان جهان و به معانيى آن سوتر و باريكتر از مجرّد عاطفه . آزردگيى هم كه پيامبر از آن سخن مىگويد ، ژرفتر و دشوارتر از دردمندى صرف است .
بكاء در سيرهء إمام حسين - عليه السّلام - از ولادت ايشان و حتّى پيشتر ، تا شهادت إمام و حتّى پس از آن ، پايگاهى ويژه دارد .
همهء پيامبران ، حتّى نياى او ، پيامبر أكرم ، پيش از آنكه حسين زاده شود ، بر او گريستهاند . روز ولادتش ، أهل بيت ، از جمله جدّش رسول گرامى ، بر وى گريستند .
خاندان و يارانش در روز شهادت بر او گريستند و حتّى خود او بر مصيبتش گريست .
پس از شهادت نيز هر كه خبر شهادت او را شنيد گريست : چه امّهات مؤمنان و چه صحابيان باوردار .
پيشوايان معصوم ، و پيروانشان ، در درازناى سدهها ، بر او گريستند .
چنان است كه از خود إمام حسين - عليه السّلام - در روايت آمده است كه فرمود : « من كشتهء اشك هستم ؛ هيچ مؤمنى مرا ياد نمىكند ، جز آن كه مىگريد » . « 1 »
بعض پيشوايان هم آن حضرت را « عبرة كلّ مؤمن » « 2 » ( / اشك هر مؤمن ) خواندهاند .
من دربارهء مجموع نصوص وارده دربارهء بكاء بر مصيبت حسين - عليه السّلام - در پارهاى از آنچه دربارهء إمام حسين - عليه السّلام - تأليف نمودهام ، سخن گفتهام . « 3 »
هامش
( 1 ) . « أنا قتيل العبرة ، ما ذكرنى مؤمن إلّا و بكى » با اندكى تفاوت در ضبط ، به سه صورت ديگر ، آمده است در : كامل الزّيارات ، ط . مرحوم علّامهء امينى ، ص 108 ، بحار الأنوار ( ط . 110 جلدى ) ، 44 / 279 ، المنتخب طريحى ، « انتشارات شريف رضى » ى قم ، ص 447 .
( 2 ) . سنج : مناقب آل أبى طالب عليهم السّلام ، ابن شهر آشوب ، ط . دار الأضواء ، 4 / 86 .
( 3 ) . نگر : ذكرى عاشوراء و تأمّلاتها التّراثيّة فقهيّا و أدبيّا ( دستنوشته / چاپ نشده ) ، و : جهاد الإمام السّجّاد - عليه السّلام - ( صص 212 - 214 ) .