13 حبّ و بغض
اين كه آدمى فرزندان و دودمان خود را دوست بدارد ، أمرى كاملًا طبيعى است ؛ ليك اين كه حبّ ايشان را به حبّ خود بازبسته شمارد ، أمر ديگرى است ؛ زيرا حبّ فرزندان و دودمان شخص ، ملازم حبّ خود او نيست ، و همواره لازم يا واجب نيست كه هر كه نياى خاندانى را دوست دارد ، آن خاندان را نيز دوست بدارد .
أمّا پيامبر ميان اين دو حبّ ، يعنى حبّ أولاد و عترتش و حبّ خودش - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ، پيوند برقرار ساخته است . او به حسن و حسين إشارت مىكرد و فرمود :
[ 116 ] هر كه مرا دوست دارد ، بايد اين دو را دوست بدارد .
إحساس محبّتى كه ميان پيامبر و أمّت وجود دارد ، تنها عشق نيست ، بلكه افزون بر آن ، حبّ عقيده و تقديس و إجلال و سيادت است كه از ويژگيهاى جمالى و كمالى پيامبر ، و مقام پدرى ، و شرافت ، و كرامت ، و جلال ، و عطوفت ، و مهربانى ، و صفات ممتاز او ناشى شده است .
در جائى كه حسن و حسين از اين خصال به طور كامل برخوردارند و از حيث حسب و نسب به اين مقامات رسيدهاند ، بديهى است دوستداران پيامبر ايشان را به همان سان دوست خواهند داشت ، زيرا كه آنچه در نياشان ، يعنى پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - مىديدهاند ، در اين دو نيز مىبينند .
دقيقا به همين خاطر ، مىبينيم كه پيامبر اين ملازمه را معكوس هم مىسازند و در نصوصى ديگر مىفرمايند : « كسى كه اين دو را دوست بدارد ، مرا دوست داشته است » . بدين ترتيب پيامبر ، پس از آنكه حبّ حسن و حسين - عليهما السّلام - را در نصّ نخست شاخهاى از حبّ خود قرار داد ، در اينجا حبّ خود را شاخهاى از حبّ