12 حسين - عليه السّلام - و بكاء
ابن عساكر به سند خويش روايت كرده و گفته است :
[ 170 ] پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - از خانهء عائشه بيرون آمده بر خانهء فاطمه گذر فرمود . صداى حسين را شنيد كه گريه مىكند .
فرمود :
« نمىدانى كه گريستن او مرا مىآزارد ؟ » . « 1 »
[ 219 ] و آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - به زنان خود فرمود : « اين كودك را نگريانيد » يعنى حسين را . « 2 »
چرا گريهء اين طفل بخصوص پيامبر را مىآزارد ؟ ! حال آنكه هر طفلى مىگريد و هرگاه إنسان رقيق العاطفه باشد ، بايد از گريهء همهء كودكان - هر كه باشد - آزرده شود .
پس چرا پيامبر مهربان ، به طور خاص حسين را ياد مىكند ؟ آنچه در حديث آمده حكايتگر اين عاطفه نيست ، بلكه به معنائى ديگر إشارتگر است .
گريهء حسين ، پيامبر را مىآزارد ، زيرا اندوه بزرگى را كه اين طفل بدان دچار خواهد شد به ياد پيامبر مىآورد ؛ اندوه بزرگى كه ديدگان مؤمن را اشكبار مىسازد و دلهائى را كه محبّت حسين در آن به وديعت نهاده شده ، محزون مىگرداند .
پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - از آواى گريستن اين طفل ، در زمانى كه در خانهء پدر و مادرش است ، آزرده مىشود ؛ پس اگر او را در روز عاشورا در صحراى كربلا مىديد كه تشنگى بر وى سخت شده و جرعه آبى طلب مىكند ، چه حالى مىيافت ؟ ! وقتى اشك حسين كه روى گونهاش مىدود ، بر پيامبر خدا گران و ناگوار
هامش
( 1 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 125 ) .
( 2 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 134 ) .