باشند ! - به راه راست بگروند و هدايت يابند .
در بامداد روز عاشورا ، إمام با يارانش سخن راند :
[ 272 ] خداى را سپاس گفت و ستود ، آنگاه فرمود : بندگان خدا ! از خدا پروا كنيد و از دنيا بر حذر باشيد ؛ اگر دنيا براى كسى مىپائيد ، يا كسى بر دنيا ، همانا كه پيامبران سزاوارتر به بقا ، أولى به رضا ، و رضايتمندتر به قضا بودند .
ليك خداوند دنيا را براى فرسودن و أهل آن را براى نابودن آفريد .
تازهء آن ، مىفرسايد ؛ ناز و نعمتش ، ناپديد مىگردد ؛ و شادمانىاش ، روى در هم مىكشد .
اين خانه ، كفاف گذران روزگار است ، و اين سرا ، ناپايدار .
« وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى وَ اتَّقُونِ يا أُولِي الْأَلْبابِ »
« 1 » ( يعنى : و توشه برگيريد كه بهترين توشه پرهيزگارى است و از من پروا كنيد ، اى خداوندگاران خردها ! ) .
دنيا را ياد مىكند و از آن بر حذر مىدارد ؛ أنبيا را ياد مىكند تا نشان دهد در أهداف با او همسويند .
از بلاء و فناء و فرسايش و ناپديد شدن ناز و نعمت دنيوى و روترش كردن شادمانى آن ياد مىكند ؛ باشد كه سخنانش به گوش كوفيان برسد ، و در آن نفوذ كند ، و ايشان از آنچه بدان روى آورده بودند بازگردند ! و هنگامى كه در ميان ايشان گوش شنوائى نيافت ، در صبح عاشورا ، به اين نيايش روى آورد :
[ 270 ] وقتى كه صبح ، سواران به جانب حسين بن على آمدند ، دستانش را بالا برد و گفت :
اللّهمّ ، أنت ثقتى فى كلّ كرب و رجائى فى كلّ شدّة ، و أنت لى فى كلّ أمر نزل بىثقة و عدّة ، فكم من همّ يضعف فيه الفؤاد ، و تقلّ فيه
هامش
( 1 ) . س 2 ى 197 .