آيا اينان را يارى مىكنيد ؟ ! و ما را تنها مىگذاريد ؟ ! آرى ! به خدا سوگند كه تنها گذاشتن در ميان شما معروف است ؛ رگ و پى شما با آن آميخته است و ريشهها و شاخههاتان بر آن پيچيده .
شما بيننده را پليدترين ميوهء درختيد و به غصبگيرنده را ناگوارترين نواله ! هان ! لعنت خداوند باد بر پيمانشكنان !
« وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلًا »
« 1 » ( يعنى : و سوگندها را پس از مؤكّد داشتن مشكنيد ؛ حال آنكه خداوند را بر خود دران سوگندها ضامن گرفتهايد ) .
هان ! آن پليدكار ميان دو چيز پاى فشرده : يا تيغ بر كشيدن ، يا تن به خوارى سپردن ؛ و چه اندازه خوارى « 2 » از ما دور است ! خداوند و پيامبرش و مؤمنان از آن سرباززدند ؛ و آغوشهاى پاك ، و زهدانهاى پاكيزه ، و مردمان گردنفراز ، و جانهاى و الا ، كشته شدن كريمانه را بر عطوفت خواهى لئيمانه برترى مىنهند .
هان ! من ، با اين خاندان ، روى به پيكار مىآورم ، هر چند كه شمارمان اندك است و دشمنان بسيار ، و ياريگران ما را تنها گذاشتهاند !
فإن نهزم فهزّامون قدماً * و إن نهزم فغير مهزّمينا
و ما إن طبّنا جبن و لكن * منايانا و طعمة آخرينا « 3 »
( يعنى : اگر پيروز شويم ، ديريست كه دشمنشكن بودهايم ؛ و اگر بر
هامش
( 1 ) . س 16 ى 19 .
( 2 ) . در نسخهاى بجاى « الذّلّة » كه به « خوارى » ترجمه كرديم ، « الدّنيّة » آمده است .
( 3 ) . اين دو بيت على الظّاهر از فروة بن مسيك مرادى است و إمام - عليه السّلام - بدانها تمثّل فرمودهاند .
نگر : ترجمة الإمام الحسين عليه السّلام من كتاب بغية الطّلب . . . ، ص 79 و 80 ؛ و : ديوان أهل البيت عليهم السّلام ، ص 423 و 424 .