قابل تفسير نيست .
براستى كارزار عاشورا ، كارزار همهء فضيلتها بود بر ضدّ همهء رذيلتها .
ليك با پايان يافتن عاشورا ، ستم بر آل محمّد پايان نيافت ؛ بلكه همپاى تاريخ ستم پيشه ، بر دست حاكمان و نويسندگان آن ، و بر دست أشرارى كه دشمنى و كينه و مخالفت با آل محمّد را پيشه كرده و اينهمه را از پيشينيانشان - كه فاجعهء عاشورا ساختهء دست ايشان بود - به إرث برده بودند ، إدامه يافت .
آيا ستمى آشكار و خيانتى شرمآور نيست كه « روز عاشورا » و رخدادهاى تاريخىاش را از تاريخ إمام حسين - عليه السّلام - جدا كنند ؟ ! اين چيزى است كه عملًا در كتاب تاريخ دمشق ابن عساكر رخ داده است ! ما پايگاه اين مورّخ بلندآوازه ، يعنى ابن عساكر ، را برتر از آن مىدانيم كه يادكرد رخدادهاى كربلا و خاصّه روز عاشوراء را از تاريخ كبيرش فرو انداخته باشد ؛ چون بر وى پوشيده نيست كه تاريخ حسين - عليه السّلام - در عاشوراء متمركز گرديده است ، و مىداند كه چنين عملى بىترديد او را آماج انتقاد مورّخان و دانشوران و بزرگان مىسازد .
ليك دستى خطا پيشه به سوى اين كتاب عظيم دراز شده تا آن را از ياد كرد رخدادهاى « روز عاشورا » تهى سازد ؛ زيرا ياد كرد اين رخدادها ، همانا از گسترهء رنج و ستم و درازدستيى پرده برمىدارد كه بر أهل بيت روا داشته شده ، و إنكار و نفى آن إمكان ندارد و توجيه و تفسيرش - جز بر بنياد آنچه گفتيم - ، شدنى نيست .
اين دست خطاپيشهء خيانتگر به دانش و تراث ، مىخواهد كه ساحت پيشينيانش ، يعنى بنى أميّه ، را از گناهانى كه آن روز مرتكب گرديدهاند ، پاك سازد ؛ گناهان سياه و زشتى كه مرور أيّام ننگشان را فرو نمىشويد و با حذف اين أحاديث از اين نسخه يا آن نسخه ، ناپديد نمىشوند .
اگر دست خيانت به سوى تاريخ ابن عساكر دراز گرديده و أحاديث روز عاشوراء را از آن فرو كاسته است ، در مقابل ، مورّخان إسلام و مؤلّفان مسلمين ، كتابهاى تاريخ را از ياد كرد آن رخدادها انباشتهاند ، ياد آن در بسيارى از كتابهاى
الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 188
مساهمون: جويا جهانبخش
ص١٨٨