ولى حديث پيامبر و خبر دادنش را از كشته شدن اين فرزند در كربلا ، تنها اين صحابى بزرگوار نشنيده بود .
پس ديگر صحابيانى كه در زمان كارزار كربلا مىزيستند ، كجا بودند ؟ ! چرا در كربلا حاضر نشدند و فرزند پيامبر را يارى نرسانيدند ؟ ! وجود همين شمار اندك از صحابهء بزرگوار در كارزار كربلا ، بسنده بود تا نمودار نسل صحابيانى باشد - كه بخاطر صحابت با رسول خدا - نزد مردم ارج و احترام داشتند . با حضور ايشان حجّت تمام شده بود ؛ چون اينان نمودار استمرار عينى سنّت و حديث و أمر پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ، در كنار حسين - عليه السّلام - ، بودند .
از أصحاب إمام أمير المؤمنين على - عليه السّلام - ، عمّار بن أبى سلامة بن عبد اللّه الهمدانى دالانى ، و جز او ، كه ديده بودند على در اين سرزمين با نداى طنينافكن « اى أبا عبد اللّه ! بشكيب » با حسين همدلى و همراهى مىكند ، همراه حسين - عليه السّلام - بودند .
اينان با حضور خود ، نمودار وجود على - عليه السّلام - و فريادها و تشجيعهاى او در حقّ حسين و أصحابش بودند .
گروهى هم در كارزار كربلاء ، به هوادارى از حسين - عليه السّلام - حضور داشتند كه لختى پيشتر از دشمنان او بودند ؛ مانند حرّ بن يزيد رياحى .
در ميان اينان بودند كسانى كه بيشترين كينه و دشمنى را نسبت به إمام - عليه السّلام - در دل داشتند و از خوارج حكميّتگرا محسوب مىشدند ، ولى وقتى حق را از او شنيدند ، و مظلوميّتش را ديدند ، و باطلگرائى و سنگدلى و درازدستى دشمنان او را مشاهده كردند ، به سوى او رفتند و از او پشتيبانى كردند .
حتّى گروهى كمشمار در سپاه حسين - عليه السّلام - بودند كه مردمانى ناشناساند و تنها أخبار كربلا ايشان را به حركت در آورده بوده است ؛ أخبارى كه به ايشان مىرسيد ، در خردهاشان كارگر مىافتاد ، و سرانجام ايشان را به چكادهاى شهادت ، و آنگاه جاودانگى ، رسانيد .
الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 183
مساهمون: جويا جهانبخش
ص١٨٣