كرد و بر جامهدانى كه پشت سر داشت زد و گفت : « اين پر از نامه است » ؛ « اينها نامههاى بزرگان أهل آن شهر است » ! ياران حسين - عليه السّلام - چندان قليل بودند كه تاريخ ، ايشان را با بر شمردن نام و قبيله و بزرگان ايشان در شمار آورده است .
از بنى هاشم شمارى شناسا با او بودند ؛ چنان كه در حديث آمده :
[ ص 204 ] حسين به مدينه پيغام فرستاد ؛ از فرزندان عبد المطّلب همان كسانى كه با او كوچيدند به سويش آمدند و اينان نوزده مرد بودند و زنان و كودكانى از برادرانش ، و دخترانش ، و زنانشان . « 1 »
حديث ديگر دربارهء هاشميانى كه با آن حضرت - عليه السّلام - به شهادت رسيدند ، مىگويد :
[ 284 ] شانزده مرد از أهل بيت حسين با او كشته شدند . « 2 »
و حسين - عليه السّلام - خود هفدهمين است ؛ و كسانى كه از ميدان كارزار زنده بيرون آمدند ، دو تن هستند ؛ يكى : على زين العابدين ، و ديگرى : حسن مثنّى « 3 » ؛ اين دو تن در حالى كه اندك رمقى داشتند و مجروح شده بودند از ميدان كارزار بيرون آورده شدند « 4 » و سپس با ديگر أسيران گرفتار گرديدند .
شمار إجمالى كسانى كه با إمام در كربلا « حاضر آمدند » ، در حديث چنين آمده است :
[ ص 205 ] پس ، در ميان أهل بيت خويش ، و شصت پير از أهل كوفه ،
هامش
( 1 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 143 ) .
( 2 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 148 ) .
( 3 ) . مراد از حسن مثنّى ، حسن بن حسن بن علىّ بن أبى طالب - عليهم السّلام - ، يعنى فرزند إمام مجتبى - عليه السّلام - كه داماد عمّ خويش ، سيّد الشّهداء - عليه السّلام - ، نيز بوده ، است كه در كارزار عاشوراء شركت كرد و مجروح شد ولى به شهادت نرسيد . دربارهء وى ، نگر : يوم الطّفّ ، صص 168 - 170 ؛ و : . . . .
( 4 ) . دربارهء اين دو تن در متن فعل « ارتثّا » به كار رفته و « ارتثّ » يعنى : جنگيد و در كارزار مجروح شد ، از اين رو - در حالى كه رمقى داشت - او را از كارزار بدرآوردند .