اگر إمام حسين - عليه السّلام - به سخن ناصحانى كه سفارش مىكردند بيرون نرود ، گردن مىنهاد ، از كسانى إطاعت كرده بود كه اطاعتشان بر او واجب نبود ، و يارى كردن كسانى را كه ياريشان بر او واجب بود ، وانهاده بود .
علاوه بر اين گردن نهادن به سخن اين نصيحتگران اندكشمار ، از پذيرفتارى در برابر هزاران تن از عموم ملّت كه مصرّانه از او دعوت مىكردند و إظهار طاعت و دوستى مىنمودند ، لازمتر نبود .
پيش و پس از همهء اينها نيز ، وظيفهء إلهى بود كه او را به سوى عهدهدار شدن كار أمّت پيش مىراند و برنامهء وى را ترسيم مىنمود ؛ چه ، تمام شدن حجّت با وجود شخص ياريگر ، انگيزهء نخستين و بنيادين إمام بود براى إقدام ، و عقب ننشستن بر أساس احتمالات سياسى و پيشبينىهاى ظاهرى ، إمام - عليه السّلام - در همهء سخنان و تصريحاتى كه به قصد إبلاغ حجّت ، خاموش ساختن مخالفان ، و روشن كردن راه پيش روى بىخبران و ستمديدگان ، إظهار مىفرمود ، بدين معنا - يعنى : تمام شدن حجّت - إشارت مىنمود . « 1 »
و أمّا در ظاهر أمر :
إمام - عليه السّلام - در ميان « مردمانى اندكشمار » بود و اين بخاطر هدفى كه إمام به جانب آن حركت مىفرمود ، موجب نگرانى مىشد :
[ 262 و 265 ] زهير بن شدّاد أسدىّ - از أهل ثعلبيّه « 2 » كه حسين ( عليه السّلام ) در راه شهادت بر آنجا گذر كرد - گفت : اى پسر دخت رسول خدا ! تو را در ميان مردمانى اندكشمار مىبينم ؛ بر تو بيمناكم ! آن حضرت با تازيانهاى كه در دست داشت - بدين گونه - إشارت
هامش
( 1 ) . دربارهء علم إمامان - عليهم السّلام - به غيب و اعتراض برخى بر كردار ايشان - بدين عنوان كه خود را به هلاكت افكندن است - ، در مقالتى درازدامن - كه درفصلنامهء « تراثنا » ( شمارهء 37 ) به چاپ رسيده است - بتفصيل سخن گفتهايم .
( 2 ) . ثعلبيّة از منازل راه مكّه به كوفه است ، پس از خزيميّه و پيش از شقوق . نگر : معجم البلدان ياقوت ، 2 / 78 . از براى برخى سخنان حضرت سيّد الشّهداء - عليه السّلام - در اين منزل ، نگر : سخنان حسين بن على - عليهما السّلام - از مدينه تا كربلا ، محمّد صادق نجمى ، چ : 8 ، صص 87 - 92 . .