تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
مادرم به فدايت باد ! چه اندازه خوشبو بودى و پس از مرگ هم چقدر تربتت خوشبوست ! آنگاه گريست و گفتن آغازيد :
أرادوا ليخفوا قبره عن وليّه « 1 » * فطيب تراب القبر دلّ على القبر « 2 »
( يعنى : خواستند قبر او را از دوستدارش پوشيده دارند ، ولى بوى خوش خاك قبر ، قبر را نشان داد ) . اين تربت ، كرب ، خون ، قتل و بلاء را به ياد آدمى مىآورد ! و آيا آگاهى از آن رازها جز از خلال أخبارى غيبى كه از آسمان به سرور پيامبران مىرسد ، شدنى است ؟ يكى از بزرگترين دلائل نشانه‌هاى صدق نبوّت و إمامت ، تحقّق همهء اين أخبار و پيشگوئيهاست . « تربت كربلاء » همواره در روز عاشوراء به خونى بس سرخ بدل مىشود . دوستداران حسين نيز همواره آن را از رائحه‌اش بازمىشناسند . خاك كربلا همواره ارج نهاده مىشود ؛ و بخاطر طهارت و شرفى كه نزد خداوند دارد ، با سجده بر آن به خدا تقرّب مىجويند ؛ و از آن بركت مىستانند و شفا مىگيرند ؛ چرا كه خون حسين در راه خدا بر آن روان شده است . سرزمين كربلا همواره يادآور اندوه و كرب و بلاء است ؛ مصيبت و درد بر آن جريان دارد و جويهاى خون در آن روان است ! زيرا كه كرب است و بلاء !
هامش
( 1 ) . در مختصر تاريخ دمشق « عن عدوّه » آمده كه در خور تأمّل است . ( 2 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 155 ) .