تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
و مىگفت : روزى كه به خون بدل شوى ، روز بس دشوارى است ! « 1 » در ميان همسران پيامبر ، اين شرح و تفصيل ، ويژهء أمّ سلمه است . أمّا حديث تربت را زنانى جز وى نيز روايت كرده‌اند : عايشه گويد : [ 228 ] جبرئيل براى او - پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله - به جانب « طفّ » در عراق إشارت كرد و تربتى سرخ برگرفت و آن را به او نشان داد و گفت : اين تربت قتلگاه اوست . زينب بنت جحش روايت كرده است : [ 230 ] تربتى سرخ به من نشان داد . أمّ الفضل ، دايهء حسين ، گفت : [ 232 ] و پاره‌اى از خاك سرخ رنگ او را برايم آورد . شگفت آن كه در أحاديث همهء ايشان و غير ايشان يك وجه مشترك هست ، و آن ، « سرخى » ، يعنى رنگ خون ، است ، ولى حديث أمّ سلمه از تبديل تربت به « خون » در روز عاشوراء حكايت مىكند . براستى چه أسرارى در اين أخبار نهفته است ؟ سرّ اين تربت چيست ؟ - كه : سرشك بيننده را بر مىانگيزد ! به خون تبديل مىشود ! و رائحه‌اى مخصوص دارد ! و بوى خوشش راهنماى كسى است كه در پى بىآن باشد : [ 346 ] هنگامى كه - در عصر متوكّل عبّاسى - آب بر قبر حسين روان كردند ، پس از چهل روز آب فرو نشست و آثار قبر محو گرديد . پس أعرابيى از بنى أسد بيامد كه مشتى از خاك بر مىگرفت و مىبوئيد ، تا آنكه بر سر قبر حسين رسيد و بر او گريست و گفت : پدر و
هامش
( 1 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 134 ) .
الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 176 | جويا جهانبخش / السيد محمد رضا الحسيني الجلالي