[ 266 ] كسى كه با حسين سخن گفته بود ، گويد : ديدم در بيابانى خيمههائى زدهاند ؛ گفتم : اينها كه راست ؟
گفتند : حسين راست .
به سراغ او آمدم ؛ پيرى ديدم كه قرآن مىخواند و اشك بر گونهها و محاسنش روانست ! گفتم : مادر و پدرم به فدايت باد ! اى پسر رسول خدا ! چه چيز تو را بدين سرزمين و بيابان كه هيچكس در آن نيست ، فرود آورد ؟
فرمود : اينها نامههاى أهل كوفه به منست و ايشان را جز كشندگان خودم نمىبينم .
آرى ، حسين - عليه السّلام - خود بدين سزاوارتر بود كه - به واسطهء خبر دادن نياى خويش كه فرستادهء خدا بود - ، از آنچه در نهان مىرود آگاه شود ؛ چه ، اين از نشانههاى إمامتى به شمار مىرود كه حسين - عليه السّلام - زينتبخش آن است .
اندوهها و تربت كربلا :
نام « كربلاء » ، خود ، در ميراث تازيان كهن نيامده ، بلكه بر لسان غيب جارى گرديده است ؛ تازيان نخست بار در حديث پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - اين نام را شنيدند ؛ بدين ترتيب كه سعيد بن جهمان روايت مىكند و مىگويد :
[ 233 ] جبرئيل با پارهاى از خاك قريهاى كه حسين در آن كشته مىشود ، به نزد پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - آمد .
گفته شد : نام آن قريه « كربلاء » است .
رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فرمود : كرب است و بلاء . « 1 »
پس اين نام بر اين قريهء خاص نهاده شده و براى آن وضع گرديده بوده ، ولى رواج و كاربرد آن از اين حديث به بعد آغاز شده است . اقتباس « كرب » و « بلاء » هم از
هامش
( 1 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 134 ) .