تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
آن ، با همهء آنچه حروف كلمه إلقاء مىكند و دلالت تصوّرى إنكار ناپذيرش ، مستند است به همين نص . على - عليه السّلام - نيز از نام اين محل پرسش كرد و همين برداشت را از آن نمود . [ 278 ] راوى گويد : با على از صفّين بازگشتيم تا به محلّى رسيديم . گفت : اين محل را چه مىنامند ؟ گفتيم : كربلاء . گفت : كرب است و بلاء . آنگاه بر تلّى نشست و گفت : اينجا گروهى كشته مىشوند كه به استثناى شهيدان ملتزم ركاب رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ، از همهء شهيدان روى زمين برتراند . حسين - عليه السّلام - ، خود ، وقتى به كربلا فرود آمد ، پرسيد : [ 275 ] اين سرزمين را نام چيست ؟ گفتند : كربلاء . حسين - عليه السّلام - فرمود : كرب است و بلاء . پس از آن خبر غيبى ، آوردن مسطوره‌اى از « خاك كربلا » كه بارها از آن سخن رفت ، در حكم حمايت و پشتيبانى پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - از هر يك از آن خبرها با مصداق خبر و مسطورهء خاك آن سرزمين بود ، تا دليلى عينى از دلائل نبوّت و معجزات رسالت در شمار آيد . [ 213 ] در حديث على آمده است كه جبرئيل به پيامبر گفت : آيا از تربتش تو را ببويانم ؟ پس دست دراز كرد و مشتى از خاكى برگرفت و به من داد . در حديث أنس آمده : [ 217 ] قدرى ماسه ، يا خاكى سرخ ، از براى او آورد ، و أمّ سلمه آن را برگرفت و در پيراهن خويش نهاد .