را در ميان درختان انبوه سپندان گزارد ، سپس بدستى از پشك آهوان برگرفت و بوئيد ؛ آنگاه گفت : آه ! آه ! در اين سرزمين فراخ و هموار و پست ، گروهى كشته مىشوند كه بىحساب به بهشت درمىآيند . . . . « 1 »
على خاك اين سرزمين را از دست پيامبر بوئيده بود ، و امروز هم كه در سرزمين كربلاست ، آن را مىبويد ، گرامى مىدارد و بر آن نماز مىگزارد .
اگر أخبارى كه پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - مىداد ، از نشانههاى نبوّت بود ، حضور على - عليه السّلام - در اين سرزمين و بازگفتنش از أخبارى غيبى كه پيامبر به او إلقاء نموده و على را حامل و ناقل اين أخبار قرار داده است ، از نشانههاى إمامت به شمار مىآيد .
افزون بر اين ، على - عليه السّلام - در كربلا حاضر آمد ، خاك آن را گرامى داشت ، و به آواى « اى أبا عبد اللّه ! بشكيب ! ، اى أبا عبد اللّه ! بشكيب ! » با فرزند شهيدش همدلى و همراهى نمود .
هرگاه أخبار كربلا ، از معارف غيبى باشد كه خداوند به پيامبر وحى مىفرمود ، بايد چيزى از اين أخبار در صحف پيامبران آمده باشد ؛ چون شريعت إلهى يكى است ؛ حقائق هستى ثابتاند ؛ آنچه رخ مىدهد در لوح غيبى محفوظ است ؛ و غرض از إعلان آنها ، به خودى خود تكرار مىشود .
و أمّا دربارهء كربلا در كتابهاى پيشينيان چه آمده است ؟ ! مردانى از أهل أديان ، پارهاى از اين أخبار را دهان به دهان نقل كردهاند :
[ ص 189 ] از جمله كعب الأخبار وقتى على - عليه السّلام - مىگذشت ، مىگفت : از فرزندان اين شخص ، مردى بيرون مىآيد كه در جمعى كشته مىشود كه هنوز عرق اسبانشان خشك نشده بر رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - وارد مىشوند . « 2 »
هامش
( 1 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 135 ) .
( 2 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 135 ) .
« كعب الأخبار » أبو إسحاق كعب بن ماتع بن ذى هجن حميرى ( مرگ : 32 يا 34 يا 35 ه . ق )