تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
كلام را تشجيع و تأييد و تحريك به بيرون شدن به شمار آورد ، و ازين رو آن را برخاسته از نفاق و خبث پسر عاص دانست ! و أمّا ابن زبير : برخى مورّخان او را در زمرهء « ناصحان » آورده‌اند ، و اگر اين روايت صحيح باشد ، بىشك از كسانى است كه در نصيحتش « به خيانت متّهم است » ، زيرا او كسى است كه با دشمنى با أهل بيت نبوى پرورده شد ، پدرش را به كورهء جنگ جمل در افكند ، با خاله‌اش عايشه رو در روى عدالت ايستاد ، و هنگامى كه بر مكّه چيره و حاكم شد ، دشمنى و باطن خويش را آشكار نمود ؛ چه ، بر پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ، بخاطر حسد به خاندان آن حضرت ، درود نمىفرستاد . وقتى هم خاندان أبو طالب از بيعت با او و خستو شدن به إمارتش ، سرباززدند ، ايشان را در شعب گرد آورد و تهديد مىكرد كه همانجا به آتش مىكشدشان . همچنين در مدينه در حقّ إمام زين العابدين - عليه السّلام - بدسگالى مىنمود . « 1 » اين مرد ، به هيچ روى ، از اين جهت كه از جانب كشندگان پدر و برادر حسين - عليهما و عليه السّلام - بر او بيمناك بود ، او را به خارج نشدن نصيحت نكرده است ، بلكه تنها چنين نصيحتى را به قصد شماتت بر زبان مىآورد ! إمام حسين - عليه السّلام - ، - آنگونه كه روايت مىگويد - در پاسخ به او ، آن گذشتهء سياه را از ذهن مىراند ، ولى آينده‌اى گجسته را به او يادآور مىشود . [ 248 ] پس به او فرمود : اگر به فلان و به همان مكان كشته شوم دوست‌تر دارم از اينكه به واسطهء من حرمت آن - يعنى : مكّه - را بشكنند . بدين ترتيب ، آن حضرت ، باعث آمدن ابن زبير را در هتك حرمت خانهء خدا و حرم بدان هنگام كه در مكّه علم طغيان برمىافرازد و بر آن شهر چيره مىشود و از اين راه دست سپاه شام را به هتك حرمت مكّه ، و بلكه به تيرباران و درهم كوفتن كعبه ، مىگشايد ، پيش‌بينى مىفرمايند . اين در حالى است كه إمام حسين - عليه السّلام - براى پاسداشت همين حرمت از مكّه بيرون آمده ، و أهل بيت - عليهم السّلام - ، - چنان كه در فقرهء « 22 »
هامش
( 1 ) . كتاب ما ، جهاد الإمام السّجّاد عليه السّلام ( ص 283 ) ، را ملاحظه فرمائيد .