اندازد و از آنچه هلاكت سازد بازدارد . خبر يافتم آهنگ رفتن به عراق كردهاى ؛ پس از خدا مىخواهم تو را از شقاق حفظ كند ! اگر بيمناك هستى ، به سوى من آى كه تو را نزد من أمان و إحسان و پاداش است .
اين عمرو از أميران زورمند و در دائرهء حاكمان و خداوندگاران عدّه و عدّه است و از نامهاش پيداست اعتماد به نفس دارد و نامه را مستقلّا نوشته ؛ ولى دور نيست نيّتش اين باشد كه به نحو مسالمتآميز از دست إمام حسين - عليه السّلام - و حركت او رهائى يابد ، زيرا او از كسانى است كه خود را نامزد حكومت مىشمردند يا مورد حمايت و عنايت حكومت بودند ، و دوست نداشت در روياروئى با حسين - عليه السّلام - دست داشته باشد . با اينهمه وى ، از همهء موازين و مصطلحات إسلامى ناآگاه بود ، چه نخست إمام را از « شقاق » مىپرهيزاند ، آنگاه مىكوشد آن حضرت را به طمع أمان و إحسان و پاداش خويش بيندازد ! إمام حسين - عليه السّلام - جوابى مناسب از اين قرار به او نوشت :
[ ص 203 ] اگر با نامهات به من ، قصد إحسان و پاداش به من داشتهاى ، در دنيا و آخرت پاداش نيك نصيب تو باد ! كسى كه به سوى خدا فرا بخواند و عمل صالح كند و بگويد كه من از مسلمانانم ، شقاق نورزيده است « 1 » .
بهترين أمان ، أمان خدايست ، و خداى آنكه را در دنيا از وى بيم نكند در أمان ندارد ؛ پس از خداوند بيمناكيى را در دنيا مىخواهيم كه نزد او در آخرت ، موجب أمان يافتنمان گردد . « 2 »
عبرتانگيز است كه خود اين عمرو به أمان خليفگان بنى أميّه فريفته شد و
هامش
( 1 ) . تعبير إمام - عليه السّلام - نظر به آيتى از قرآن كريم دارد :« وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ »( س 41 ى 33 / يعنى : چه كسى نكوگفتارتر است از كسى كه به سوى خدا فرابخواند و عمل صالح كند و بگويد : من از مسلمانان [ / گردننهادگان ] ام ) .
( 2 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 141 ) .