تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
را وانهادى و بعمد با أمر او مخالفت كردى و بىآنكه از هدايت إلهى پيروى كنى ، تكذيبگرانه به دلخواه خويش رفتار كردى ؛ سپس وى را حاكم عراقين « 1 » نمودى و او دستان مسلمانان ببريد ، و چشمانشان بدر آورد و ايشان را بر شاخه‌هاى نخل بياويخت ؟ پندارى كه نه تو از اين أمّتي و نه اين أمّت از تو ؟ ! و رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فرموده است : « هر كس نسبى را كه از گروهى نيست به ايشان ببندد ، ملعون است » . آيا تو آن نيستى كه زياد بن سميّه دربارهء حضرميان « 2 » به تو نوشت كه ايشان بر كيش علىاند و تو به او نوشتى : « هر كه را بر كيش و نظر على باشد ، بكش » ، و او ايشان را بكشت و به دستور تو چنان عقوبت كرد كه عبرت ديگران شوند ؟ ! كيش على ، كيش محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - است كه بر سر آن با پدر تو مىجنگيد و تنها انتساب به اين كيش ، تو را به اين مقام رسانيده است . و اگر اينها نبود ، بزرگ‌ترين شرف تو ، همانا به رنج افتادن
هامش
له . » ( التّاج الجامع للأصول ، 2 / 350 ) . سيّد رضى - رضى اللّه عنه و أرضاه - در كتاب مستطاب المجازات النّبويّة ( تصحيح هوشمند ، صص 140 - 142 ) هر دو معنا را ياد كرده و بتأكيد همين معناى أخير را متناسب و قابل اعتماد دانسته و نشان داده است معنا كردن اين حديث به طرز نخست ، آن را از طريق فصاحت دور مىكند و تكلّف نيز در پى مىآورد . مزيد آگاهى را ، به المجازات النّبويّه رجوع فرمائيد . . ( 1 ) . « عراقين » ( دو عراق ) در روزگاران دور بر بصره و كوفه إطلاق مىشده است و بعدها عراق ( عراق عرب ) و ناحيهء جبال ( عراق عجم ) را بدين عنوان خوانده‌اند ( نگر : دائرة المعارف فارسى ( مصاحب ) ، ص 1702 ) . معاويه ولايت بصره و كوفه را به زياد داده بود ( نگر : همان ، ص 1196 ) . ( 2 ) . منسوب به « حضرموت » را « حضرمى » گويند . دوست ارجمند ما ، استاد جعفريان ، در متن نامه ، « حضرميّين » ( مثنّى ) خوانده و ناظر به دو حضرمى خاصّ دانسته است : مسلم بن زيمر و عبد اللّه بن نجى . نگر : حيات فكرى و سياسى إمامان شيعه عليهم السّلام ، چ : 4 ، ص 176 .
الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 143 | جويا جهانبخش / السيد محمد رضا الحسيني الجلالي