آنكه كارشان بدانجا رسد ، خود مىمردند ! پس - اى معاويه - آمادهء قصاص باش و يقين بدان كه حساب در كارست .
بدان خداى را كتابى است كه هيچ خرد و كلانى را فرو نمىگذارد و همه را بر مىشمارد « 1 » ؛ و خداوند فراموش نمىكند كه تو بنابر بدگمانى به مؤاخذه دست يازيدى و ، أولياى او را به شبهه و تهمت بكشتى [ ، ايشان را از دار الهجرة « 2 » به سرزمين غربت و وحشت تبعيد كردى ] « 3 » ؛ و مردمان را به بيعت با پسرت واداشتى : نوجوانى بىخرد كه باده مىنوشد و با سگان بازى مىكند .
جز اين نمىبينم كه خودت را زيان رسانيدهاى ، دينت را تباه كردهاى ، در أمانت خيانت نمودهاى ، زير دستان خود را فريب دادهاى ، [ سخن بىخرد نادان را شنيدهاى و خدا ترس پرهيزكار و بردبار را بيمناك ساختهاى ] « 4 » ، و جايگاه خود را در دوزخ برگزيدهاى ؛ پس هلاك باد گروه ستمكاران را ! و درود بر كسى كه پيرو هدايت گرديد ! « 5 » اين برخورد إمام حسين - عليه السّلام - در پاسخ به معاويه ، او را پريشان و غافلگير ساخت : معاويه واپسين أيّام حيات را مىگذراند ، همهء تلاشش را به كار بسته و اينك آماده است ميوههاى آن را برچيند ، كه با « شير » ى از بنى هاشم روبهرو مىگردد كه در روى او مىخروشد و او را بخاطر زشتكاريهايش به مؤاخذه مىگيرد ؛
هامش
( 1 ) . نگرنده است به : س 18 ى 49 .
( 2 ) . مراد از « دار الهجرة » هر مكانى مىتواند بود كه به آن هجرت كنند و به طور خاص بر « مدينة النّبىّ ( صلّى اللّه عليه و آله ) » إطلاق مىتواند شد . .
( 3 ) . از الاحتجاج است و بلاذرى آن را ياد نكرده است .
( 4 ) . آنچه درون قلّاب آمده ، از الاحتجاج است .
( 5 ) . ختم نامه بدين عبارت ( : « و السّلام على من اتّبع الهدى » ) ، خالى از إشارتى نيست . مفهوم آن اين است كه هر كه پيرو هدايت نباشد ( مانند معاويه ) ، درودى هم بر وى فرستاده نمىشود .
سنج : مكاتيب الرّسول صلّى اللّه عليه و آله ، 2 / 324 و 393 و 394 و 423 و . . .
در قرآن كريم ( س 20 ى 47 ) نيز اين سخن در مخاطبت با فرعون آمده است . .