علنى با همهء اين إقدامات بود .
اگر چه إمام حسين - عليه السّلام - در دوران إمامت خويش در قضاياى خردتر و در برخوردهاى خاص ، به شيوهاى ويژه در برابر معاويه ايستادگى كرده بود ، دولتيان ، اين إقدام عظيم او را يك انقلاب علنى و جنبش سياسى خطر آفرين بر ضدّ دولت قلمداد كردند كه همهء تلاشها و آرزوها و فزون خواهىهاى ايشان را كه طىّ بيست سال از حكومت فاسد خويش براى رسيدن بدان كوشيده بودند ، بر باد مىداد .
معاويه در ميان آروارههاى شير :
يكى از نقشههاى معاويه ، بر هم زدن همهء سامانهاى إدارى إسلامى ، حتّى در قالب تعيين خليفه بيرون از همهء آراء مطرح دربارهء خلافت ، بود ؛ حتّى بيرون از آرائى كه خليفگان پيشين بدان عمل كردهاند .
وى سنن همهء پيشينيان خود را در اين باب زير پا نهاد ؛ نه مانند أبو بكر رفتار كرد كه وصيّت كرد عمر پس از او خليفه باشد ؛ نه مانند عمر كه اين أمر را به يك شورا واگذار كرد ؛ و نه كار را به أهل حلّ و عقد واگذاشت كه از جانب خود كسى را برگزينند ؛ بلكه پسرش را به خلافت نصب نمود و پيش از آنكه بميرد براى او بيعت گرفت ، تا علنا « خلافت » را به يك « پادشاهى گزاينده » « 1 » بدل كرده باشد ! اين كار ، از مهمترين و خطرسازترين إقدامات معاويه در واپسين سالهاى زندگانىاش بود ، و ازين رو مردم برخوردهاى متفاوتى با إقدام او نمودند . إمام حسين - عليه السّلام - از اين فرصت بهره برد تا ناسازگارى اين رفتار را با بندهاى صلحنامهاى كه خود معاويه پيشتر إمضاء كرده بود ، إعلام دارد « چه ميان عالمان ، در اين اختلافى نيست كه حسن عليه السّلام خلافت را ، تنها براى دوران حيات معاويه ، به او تسليم كرد ، و لا غير » « 2 » .
هامش
( 1 ) . تعبير « پادشاهى گزاينده » ( / الملك العضوض ) ريشه در روايات دارد . نگر : غريب الحديث فى بحار الأنوار ، الحسينىّ البيرجندىّ ، 3 / 64 .
( 2 ) . اين نكته را أبو عمر ابن عبد البرّ در الاستيعاب - چاپ شدهدر هامش الإصابة ( 1 / 373 ) - خاطرنشان كرده است .