خداوند سخن را از أمر به معروف و نهى از منكر ، به عنوان يك فريضهء الهى آغاز كرده ، زيرا كه مىداند هرگاه أمر به معروف و نهى از منكر گزارده آيد و برپا گردد ، همهء فرائض ، از آسان و دشوار ، برپا مىشود ؛ چرا كه أمر به معروف و نهى از منكر ، دعوت به سوى إسلام است ، به همراه ردّ مظالم و مخالفت با ظالم و بخش كردن فىء « 1 » و غنائم ، و ستاندن مالياتهاى إسلامى از محلّ خود و صرف آن در مورد مخصوص آن .
حال ، شما - اى جماعت حاضر ! - ، جماعتى هستيد مشهور به دانش ، مذكور به خير ، معروف به نيكخواهى ، و بخاطر خداوند در دل مردمان مهابتى داريد ؛ مردم بلند پايه از شما انديشناكاند و ناتوانان گراميتان مىدارند ، و آنان كه نه بر ايشان برترى داريد و نه زبر دست ايشانيد ، شما را بر خويش مقدّم مىسازند . وقتى حوائج خواهندگان دريغ گردد ، شما ميانجى مىشويد ، و به هيبت پادشاهان و شكوه فرادستان راه مىسپريد .
آيا اينها همه نه از بهر آنست كه اميد مىرود شما به برقرار ساختن حقوق إلهى دست يازيد ؟ هر چند كه در باب بيشترينهء حقوق إلهى كوتاهى مىكنيد ؛ به حقّ أئمّه بىاعتنائى كرديد ؛ حقّ ناتوانان را تباه ساختهايد ؛ ولى آنچه را حقّ خود مىپنداشتيد طلبكار شديد . نه مالى هزينه كرديد ، نه جانى را براى آفريدگار آن به مخاطره افكنديد ، و نه بخاطر خداوند با گروهى از در دشمنى در آمديد .
شما از خداوند طمع بهشت او ، همجوارى رسولانش و أمان از عذابش را داريد ! اى طمعجويان از خداوند ! مىترسم عقوبتى از عقوبتهاى إلهى بر شما فرود آيد ؛ چه شما بخاطر كرامت خداوند پايگاهى يافتهايد كه مايهء برتريتان گرديده ، و در حالى كه بندگان خدا شما را گرامى مىدارند ، شما مردان خدا « 2 » را گرامى نمىداريد .
گاه مىبينيد كه عهدهاى إلهى نقض گرديده و هراسناك نمىشويد ، ولى براى برخى پيمانهاى پدرانتان مىهراسيد ! حال آنكه پيمان رسول خدا شكسته شده و نابينايان و گنگان و
هامش
( 1 ) « فىء » به آن أموالى گفته مىشود كه مسلمانان را بىجنگ و جهاد از كافران به دست آيد . نگر : غريب الحديث فى بحار الأنوار ، الحسينىّ البيرجندى ، ط : 1 ، 3 / 212 .
( 2 ) . اين تعبير را در ترجمهء « من يعرف باللّه » آوردم . ترجمهء تحت اللّفظى آن مىشود : « كسى ( كسانى ) كه به خدا شناخته مىشود ( مىشوند ) » .