تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
إمام على - عليه السّلام - بود كه إمام حسن - عليه السّلام - جان ايشان را پاس داشته بود ؛ آن هم از طريق برنامهء عظيم و برخوردهاى صحيح در پذيرش صلح تحميلى و شروطى كه دست و پاى معاويه را فرو مىبست . اگر معاويه به اين شروط پايبند مىماند ، نمىتوانست برنامه‌هايش را به پيش ببرد ، و اگر آنها را زير پا مىنهاد ، بدنام و رسوا مىشد و ماهيّت او إفشا مىگرديد . معاويه بسيارى از بندهاى صلحنامه را عاقبت زير پا نهاد ، و با نقض عهدنامه‌اى كه خود پيش از آن إمضاء كرده بود ، خويشتن را رسوا كرد . هراس‌انگيزترين رفتار او در اين زمينه ، مورد حمله قرار دادن و به قتل رساندن شيعيان صالحى بود كه در برابر رفتارهاى منكر و بدعتهائى كه معاويه رواج مىداد و در برابر حديثهاى دروغينى كه بر زبان واليان و واعظان دربارى خود در ميان مردم شايع مىكرد ، ايستادگى مىكردند . هنگامى كه حسن بن على - عليهما السّلام - در گذشت ، - به گزارش سليم بن قيس هلالى ، مورّخى كه خود در آن روزگار و در بحبوحهء حوادث زيسته و آنها را بدقّت به ثبت رسانيده است - : بلاء و فتنه بسيار شد ، تا جائى كه همهء أولياى خداوند يا بر جان خود مىهراسيدند ، و يا كشته ، و يا رانده ، و يا آواره شده بودند . « 1 » دروهء بعدى ، روزگار إمامت حسين - عليه السّلام - بود ؛ إقدامات بيدادگرانهء معاويه به اوج قابل تصوّر خود رسيده و نزديك مىبود كه نقشه‌ها و دسيسه‌هايش به بار بنشيند . اينك براى همهء أمّت ، از صالح و طالح ، آشكار شده بود كه معاويه به تعهّداتى كه در صلحنامه بر گردن گرفته و پيمانهائى كه در برابر أمّت بدان ملتزم شده ، پايبند نيست ؛ همگان دريافته بودند كه او تنها در پى پادشاهى و حكمرانى است ، نه خلافت خداوند و پيامبرش . بدين ترتيب در برابر إمام حسين - عليه السّلام - آفاق جديدى گشوده شد و موقعيّتهاى متفاوتى فراهم گرديد « 2 » ؛ بر او واجب بود كه
هامش
( 1 ) . نگر : كتاب سليم ( ص 165 ) و الاحتجاج طبرسى ، ( ص 296 ) . ( 2 ) . درست همين موقعيّتهاى متفاوت است كه تفاوت ظاهرى سياستهاى إمام حسن و إمام حسين