عمل در آوردن آن ، مال را در راه يك هدف بلند معنوى و إلهى به كار مىگرفت و به شاعران روزگار خويش دهش مىنمود ؛ و چون او را سرزنش كردند ، فرمود :
[ 199 ] بهترين مال ، آنست كه عرض را پاس دارد . « 1 »
« عرض » در اينجا « ناموس » شرف و حيثيّت شخصى نيست ؛ چون در ميان مسلمانان هيچكس نيست كه حتّى به خيال خود راه دهد كه حيثيّت خاندان رسالت را لكّهدار كند ! بلكه مراد از « عرض » ، « عرض سياسى » ى « آل محمّد » است كه أمويان هدف گرفته بودند ، و از طريق مدح مخالفانشان ، از خاندان عثمان و مروان و طاغوتهاى آل أبى سفيان ، سيل افتراء و تهمت را به سوى على و آل محمّد روان مىكردند .
پس إقدام إمام حسين - عليه السّلام - بىگمان براى بازداشتن كسانى بود كه با شعر خود دريوزه مىكردند و با تحكيم سلطهء جائران و ستمپيشگان ، از اين رسانهء مردمى مؤثّر ، براى گرد كردن حطام ناپايدار دنيوى ، سوء استفاده مىنمودند .
دهشهاى إمام حسين - عليه السّلام - از رويكرد شاعران به درگاه حكّام مىكاست و فرصت سوء استفادهء جائران را از شاعران تقليل مىداد . باب تعرّض به ارجمندانى را هم كه با نظام حاكم و ياوران طاغى باغىاش در ستيز بودند ، بر فرومايگان مىبست . « 2 »
شايد از اين ديدگاه بتوان پديدهء روايت أشعار منسوب به أئمّه - عليهم السّلام - را تفسير كرد ؛ چه ، نه تنها شعر گفتن در خور چنين عالمانى راهبر و سرور كه اشتغالاتى بس بزرگتر از شاعرى دارند نيست ، بيشترينهء أشعار منسوب هم ، به ضعف وزنى و لفظى دچار است و در گسترهء زبان و أدب پايگاهى ندارد ؛ تا چه رسد به آنكه با سخنان منثور أهل بيت - عليهم السّلام - كه بر چكاد رسائى و شيوائى است ، سنجيده شود .
هامش
( 1 ) . مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 129 ) .
( 2 ) . برخورد إمام حسين - عليه السّلام - را با فرزدق شاعر در هامش ص 207 از تاريخ دمشق ، ترجمة الإمام الحسين - عليه السّلام - ، بنگريد .