تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
[ 189 ] چون به مسجد رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - درآئى ، و حلقه‌اى را ببينى كه در آن حلقه گروهىاند پندارى كه مرغان بر سرهاشان نشسته‌اند « 1 » ، آن حلقهء أبى عبد اللّه است كه تن‌پوش خود را تا نيمه‌هاى ساق پايش كشيده « 2 » . هيچ چشم‌بندى در آنجا در كار نيست . « 3 » چشم‌بندى ، كار شعبده‌بازى است كه ديدگان مردم را جادو مىكند ، ليك ، در مجلس درس حسين - عليه السّلام - چيزى نيست جز حقائق معرفت ، سرچشمه‌هاى حكمت ، علم موروث ، و معارف كتاب ، و أحكام سنّت .

أمّا فضل :

هيچ مسلمانى ترديد ندارد كه « آل محمّد » ، شريف‌ترين گروه بنى هاشم‌اند ، و بنى هاشم ، شريف ترين گروه قريش ، و قريش ، شريف‌ترين گروه عرب ؛ و نيز آل محمّد ، در نسب ، ريشه‌دارترين ، به خاندان ، پاكيزه‌ترين ، به حسب ، گرامىترين ، در پيمانها وفاپيشه‌ترين ، در كردار ، ستوده‌ترين ، و همچنين پاكدامن‌ترين ، پرهيزگارترين و بلندهمّت‌ترين أفراد بنى هاشم‌اند . دوست و دشمن به شرف و فضل و كرم و مجد ايشان خستو گرديده است . « 4 » اينك عمرو بن العاص ، مرد زيرك پليدى كه عالمانه و عامدانه و با خودپسندى و كينهء فراوان ، به پندار اين كه از شرايط مناسب به نفع دنياى زودگذر خود بهره مىبرد ، آشكارا با آل محمّد مىستيزد ، او هم پاره‌اى از حقيقت را
هامش
( 1 ) . تعبيرى است كنائى ، حاكى از غايت « سكون و توجّه » ؛ تا حدّى مانند آنچه در فارسى مىگوئيم : « فلانى سرا پا گوش بود » يعنى با دقّت و توجّه كامل گوش فرا داده بود و به هيچ كار ديگر نمىپرداخت . ( 2 ) . به نظر مؤلّف محترم شايد در تعبير معاويه كنايتى نهفته باشد و اين تعبير - مانند « شمّر عن ساقه » و . . . - از آمادگى و مهيّاى إقدام بودن حكايت كند . ( 3 ) . ضمناً اين سخن معاويه يكى از دهها و بل صدها موردى است كه نشان مىدهد او رفتار و گفتار أئمّهء أهل بيت - عليهم السّلام - را تحت نظر مىگرفته و از حال و روابطشان با مردم كسب خبر مىكرده است . ( 4 ) . نگر : مختصر تاريخ دمشق ابن منظور ( 7 / 125 ) .