دهد ، و آنگاه كه حسين ، ابن أزرق را سرگشته مىسازد و با چنين كلام گرانبارى با او مواجه مىشود ، ابن أزرق چارهاى ندارد جز اعتراف ، و بازگشت از سختترين موضعگيريهايى كه خوارج بدانها باورمند ، پايبند و دلبسته بودند .
ابن أزرق آشكارا اعتراف مىكند كه أهل بيت « بلنداى فروغمند إسلام و ستارگان أحكام » اند .
و أمّا پسر هند :
اين دشمن كينتوز محمّد و آل محمّد و هر آنچه از معالم دين إسلام و مكارم أخلاق آوردند ؛ كسى كه همهء تيرهاى نيرنگ و زيركىاش را براى فروكوفتن اين دين ، بركندن ريشهها و شاخههاى آن ، قتل وابستگان و ياران آن ، فرو ميراندن انوارش ، نابود كردن بلنداى فروغمندش ، و تحريف شرائع و إبطال أحكامش ، روانه كرد و به كار بست .
اين منافق بدخواه كينه ور هم ، چارهاى جز اعتراف به علم حسين و بيان منزلت والايش نيافت .
حسين - عليه السّلام - علوم را در مسجد رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ، همانجا كه ديده به جهان گشود ، فرا گرفت و الفباى زندگانى و إسلام را با هم آموخت ؛ آموزگار أمين او ، همانا ، نيايش پيامبر خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - بود .
امروز هم كه وظيفهء مهمّ تعليم و إرشاد أمّت بر دوش إمام حسين - عليه السّلام - قرار گرفته است ، همان مسجد را مدرسهء خويش ساخته .
و پسر هند - اين خداوندگار گمراهى و ضلالت - كه دمى از كوشش در دگرگونسازى مسير إسلام و محو كردن تعاليم بلند آن نياسوده است ، نمىتواند وجود اين مدرسه را ناديده بگيرد ؛ چرا كه او به همين عنوان بر تخت تكيه مىزند و نمىتواند از وجود آموزگارى چون أبى عبد اللّه الحسين - كه امتداد حقيقى جدّش ، پيامبر ، مؤسّس اين مدرسه ، است - ، چشم بدوزد .
چنين بود كه معاويه به مردى از قريش گفت :
الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 100
مساهمون: جويا جهانبخش
ص١٠٠