حتّى أبو هريره :
كسى كه در واپسين سالهاى حيات پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ، با آن حضرت ديدار كرد ، « در سال هفتم هجرى إسلام آورد » و برغم انباشتگى شكمش ، ملازم صفّهء شريفهء درگاه مسجد نبوى گرديد « 1 » ، بناگزير حسين را ديده است كه ميان خانهء مادرش ، زهراء ، و خانهء نيايش ، پيامبر ، آمد و شد مىكرده ، و در به محراب رفتن ، و بر روى منبر ، و بازگشتن از محراب و منبر ، همراه نياى خويش بوده .
اين كسى كه مدّعى بود بيش از صحابيانى كه دادوستدهاى بازارى مشغولشان مىداشته و براى بازرگانى پراكنده مىشدهاند ، ملازم پيامبر بوده است و ازين رو - به زعم خودش - بيشتر از همهء ايشان حديث شنيده ، و از اين رهگذر ، برغم كسانى از بزرگان صحابه و همسران پيامبر كه وى را تكذيب نمودند « 2 » - چون على عليه السّلام ، و عمر ، و عايشه - ، در دل كسانى كه او را راستگو مىداشتند پايگاهى بلند يافته ، آرى اين شخص - بر حسب زعم خويش - ، از حسين - عليه السّلام - و فضائل او بيش از ديگران آگاهى دارد ، ليك در باب إعلام و روايت كردن اين آگاهيها از دو خطر انديشناك است :
چگونه مىتواند ، در جائى كه دولت بنى أميّه صاحب قدرت است و خود أبو هريره از خرمنشان خوشه مىچيند ، به دهش ايشان دل بسته ، و ريزهخوار خوان بنى أميّه است ، آنچه را دربارهء حسين - عليه السّلام - و فضائلش مىداند ، إظهار كند ؟
و چگونه مىتواند ، در حالى كه ادّعاهاى عريض و طويلى در زمينهء شنيدن أحاديث فراوان از پيامبر خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - و پيوستگى هماره با آن حضرت ، دارد ، آن دانستهها و فضائل را ناديده بگيرد و تغافل كند ؟
هامش
( 1 ) . صفّهنشينان مسجد نبوى ( أصحاب صفّه ، أهل صفّه ) ، گروهى از مسلمانان مستمند صدر إسلام بودند كه چون در مدينه مسكن و مأوائى نداشتند در صفّهء مسجد نبوى مىزيستند و با كمكهاى مالى صحابيان توانگر گذران مىكردند . . . .
( 2 ) . نگر : تدوين السّنّة الشّريفة ( ص 7 - 488 ) و المحدّث الفاصل ( ص 4 - 555 ) .