تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
بازمىگويد . هنگامى كه در سايهء كعبه جاى مىگيرد كه پيشتر بتهايش را پرستش مىنمود و نياى حسين آمد تا او و قومش را به بندگى خداوند شرافت بخشد و كعبه را از پليدى أصنام و أزلام پاك سازد ؛ و با اين كه ابن نابغه « 1 » ، در ستيز با همهء ارزشهائى كه إسلام آورده سرآمد است و با همهء كسانى كه به دفاع از اين ارزشها ايستاده و فضيلت تشرّف بدان را دارند ، ستيزيده و كوشيده است ، با همهء زيركى و نيرنگبازى و چاره‌گرىاش ، روح جاهليّت را در أمّت بدمد تا باز روش جاهلى را آبرو دهد ؛ و با اين كه از همهء راههاى ممكن به على و حسن و حسين - عليهم السّلام - إعلان جنگ نموده و سالهاى دراز رو در روى عدالت ايستاده است ، با اينهمه ، امروز ، كعبه و بناى رفيع و شامخ آن را سرشار از عظمت إسلامى و پاك از بتها و پليديهاى جاهليّت مىيابد ، و چاره‌اى جز اعتراف ندارد ؛ در اين حال حسين را مىبيند ، فرزند آن پيامبر ؛ كارى جز اعتراف نمىتواند كرد ، و مىگويد : [ 190 ] اين مرد ، امروز ، محبوب‌ترين أهل زمين نزد أهل آسمان است ! معاويه ، برادر عمرو و خداوندگار ضلالت هم ، در برابر اين حقيقت سر فرود مىآورد . روزى كه حسن و حسين بر او وارد شدند و او فرمان داد كه دويست هزار درهم به ايشان بدهند ، شادان و نازان گفت : اين دو عطيّه را بستانيد كه من پسر هندم ، نه كسى پيش از من چنين عطائى نموده و نه كسى پس از من چنين عطائى مىنمايد ! پندارى معاويه از سياست إمام حسن - عليه السّلام - سوء استفاده مىكند ؛ زيرا إمام حسن - عليه السّلام - نمىخواست در برابر معاويه جبهه‌گيرى شخصى كند و شخصاً به او پاسخ بگويد ؛ تا جائى كه معاويه آن حضرت را « سكّيت » ( بسيار خموش ) خوانده بود ؛ ليك حسين - عليه السّلام - كه بر خطّ إمام خود ، حسن - عليه السّلام - ، حركت مىكند و از فرمان او سر بازنمىتابد ، حقّ مطلب را أدا مىنمايد و معاويه را با حقيقتى ترديدناپذير مقهور و مغلوب مىسازد . حسين - عليه السّلام - مىگويد :
هامش
( 1 ) . « ابن النّابغة » لقب همان عمرو بن عاص است .
الإمام الحسين ( ع ) سماته وسيرته ( سيره و سيماى امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 102 | جويا جهانبخش / السيد محمد رضا الحسيني الجلالي