أمّا علم :
چه كسى از حسين - عليه السّلام - به احاطه بر آن سزاوارتر است ؟ حسين كسى است كه در آغوش پيامبر كه شهر علم است « 1 » تربيت يافته و در مكتب زهراى بتول باليده ، و با پدرش على كه در شهر علم است ، همراه ، و با برادرش حسن كه به إجماع خداوندگاران علم ، پيشواست ، همدوش بوده است .
بناگزير وى ، از اين چشمههاى زاينده سيراب و از علم دين سرشار بوده است .
أهل ولاء بر تقدّم او بر همروزگارانش در اين أمر ، همداستاناند ، و از اين رو ، به إمامت او اعتقاد دارند ؛ ديگران هم ، واقعيّت أمر ، به اعتراف وادارشان كرده است :
نمونه ، ابن عمر است . وقتى رفتارش را بر مىرسند و با كردار سنجيده و حكمت بار حسنين ( عليهما السّلام ) - كه به سال هم از او خردتراند - مقايسه مىكنند ، چنين پاسخ مىدهد :
[ 176 - 177 ] اين دو پسر رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - آنگونه كه جوجهها از نوك پرنده خوراك داده مىشوند ، از دانش تغذيه كردهاند .
يعنى همانگونه كه پرنده خوراك را با منقار در دهان جوجهاش مىگذارد ، علم در دهان ايشان نهاده شده است . اين سخن گواهى مىدهد كه نيا و پدر و مادر ، از همان كودكى دانش را در وجود اين دو طفل ، نشر و نشو مىدادهاند . بدين ترتيب ، آيا در آن روزگار هيچكس عالمتر از ايشان وجود مىداشته است ؟
عكرمه « 2 » حديثى روايت كرده است كه متضمّن اعتراف به علم حسين
هامش
( 1 ) . إشارت است به حديث نبوى مشهور « أنا مدينة العلم و علىّ بابها » ( يعنى : من شهر دانشام و على در [ / دروازهء ] آن است ) .
دربارهء اين حديث شريف ، نگر : دقائق التّأويل و حقائق التّنزيل ، أبو المكارم حسنى ، پژوهش جويا جهانبخش ، ص 558 و 559 .
( 2 ) . عكرمه ( 25 - 105 ه . ق ) از تابعان مشهور و ناقلان تفسير و مغازى است كه نخست عبد ابن عبّاس بوده و از او چيزها آموخته ، ولى بعدها بر ابن عبّاس دروغ مىبسته و به خوارج گرويده بوده است .