كه به عربى جنديشاپور ناميده مىشود ) پيش رفت و دستهاى ديگر به طرف شوش ( سوشهء قديم ) « 1 » حركت كرد جنديشاپور با موافقتنامهاى تسخير شد و شوش با يك حمله به تصرّف تازيان درآمد ، و براى اولينبار شنيده مىشود كه اشراف با موالى خويش با علم و اختيار به اسلام گرويدند و در خدمت تازيان وارد شدند و به خيانت به هموطنان خود و دورويى تن در دادند « 2 » . اين يكى از موارد نادرى است كه اخبار موجود دربارهء قبول مذهب اسلام بطور انفرادى سخن مىگويد « 3 » .
فتح خوزستان « 4 » يكى از دروازههاى هجوم و غلبهء به ايران و نخست به فارس را كه يكى از ايالات مركزى اين كشور است به روى مسلمانان گشود « 5 » ، اما بديهى است آنطورى كه بعضى از روايات غرضآميز مانند روايت سيف بن عمر مدعى است ، قطعا پيشروى به اين منطقهها بلافاصله پس از تسخير قسمت جنوبى زاگرس انجام نگرفته است ، زيرا هنوز سپاه اصلى تازه تشكيليافتهء ايرانيان كه در نهاوند « 6 » واقع در جنوب غربى همدان ( اكباتانا ) در سرزمين قوم ماد ( كه به عربى الجبال مىگويند ) مستقر گشته بود ، مغلوب نشده بود و اين سپاه تازهنفس براى اعمال جنگى در خوزستان و فارس به همان اندازه خطرناك بود كه براى مسلمانان بين النهرين مخاطره داشت ، حتى به فرض اگر هم حمله
هامش
( 1 ) - طبرى 1 ص 2556 تا 2561 و 2562 تا 2569 ( در اين مورد اخبار زياد غير قابل اعتمادى كه هدف تجليل و تكريم ايرانيان را از نظر نسب آنان دارد از المدائنى و سيف بن عمر ديده مىشود ) ؛ دينورى ص 136 تا 140 ؛ ابن اثير ج 2 ص 211 به بعد ؛ ابو الفدا ج 1 ص 240 تا 242 :Caet . IV 460 - 474 ; Max Streck in der E I , IV 611 f . ;در مورد كلمهءVahj - Andiok - Saphur« شاپور بهتر ازAntiochosبنا كرده » رجوع كنيد به :Walter B . Henning im BSOS IX ( 1938 / 9 ) , S . 843 ( vgl . Muq . 145 ) ,( 2 ) - طبرى 1 ص 2562 به بعد ؛ ابن اثير ج 2 ص 213 به بعد .
( 3 ) - رجوع كنيد به همين كتاب فصل « اوضاع دينى » .
( 4 ) - در آن موقع هنوز عدهء زيادى از اهالى خوزستان ايرانى نشده بودند و به زبان الامى صحبت مىكردند . رجوع كنيد به همين كتاب « فصل اوضاع قومى » .
( 5 ) - ابن اثير ج 2 ص 214 .
( 6 ) - بلاذرى ص 302 به بعد ؛ دينورى ص 141 تا 146 ( 642 ) . قوزانلو ج 1 ص 310 تا 323 ؛Caet . IV 214 f . 474 - 478