نوزدهم هجرى ) ، اما اگر جريان عمومى حوادث را در نظر بگيريم بايد سال اخير را تاريخ وقوع اين حادثه بدانيم .
پس از سقوط اهواز ، هرمزان در نتيجهء نفوذ و دخالت يزدگرد سوم قراردادى را كه اندكى پيش با تاريان منعقد نموده بود نقض كرد و نظر به تهديد دايمى از طرف فارس ديگر نگاهدارى ناحيهء خوزستان با وجود مقاومت فوقالعاده شديد اهالى غير سامى آن ديار امكانپذير نبود . ايذج بدست مسلمانان مهاجم و پيشرو افتاد و سرانجام تمام نبردهاى سخت به شهر شوشتر واقع در قسمت علياى دجيل ( كارون ) متوجه شده ، در آنجا تمركز يافت و در اين جنگها در صف تازيان پهلو - به پهلوى لشكريانى كه از فارس آمده بودند سربازان بين النهرين شركت داشتند و به دستور خليفه از بصره تقويت مىشدند . اما در عين حال هرمزان در اين شهر با نيرومندى زيادى از مرز دفاع مىنمود ، تا اينكه پس از سقوط استحكامات شهر به اسارت افتاد ( 642 ميلادى مطابق بيست و يكم هجرى ) « 1 » . تازيان هرمزان را به اسارت به مدينه نزد خليفهء ثانى بردند و عمر از قتل وى درگذشت « 2 » و او را در مدينه نگاه داشت .
در پيرو آن « 3 » ، دستهاى از سپاه تازى به سوى گندىشاپور
Vahj - Andiok - Sapukr
هامش
( 1 ) - بلاذرى ص 301 و 379 به بعد ( - ياقوت ج 2 ص 388 ) ؛ طبرى 1 ص 2543 به بعد و 2551 تا 2556 و 2569 ؛ دينورى ص 137 به بعد ؛ قمى ص 297 تا 305 ؛Caet . III 906 - 916 IV 454 - 460( 2 ) - طبرى 1 ص 2558 به بعد ، ابن سعد ج 5 ص 64 به بعد و ابن اثير ج 2 ص 212 به بعد ؛ داستان معروف هرمزان با عمر در مورد تقاضاى آب و امان خواستن وى قبل از نوشيدن آن و شكستن ظرف آب و گذشتن عمر از قتل وى اساس منظومهءAugustus , Grafen von Platen - Hallermundگشته است . رجوع كنيد به :Karl Vilhelm Zettersteen in der E . I , II 359( 3 ) - اين امر بنا به اوضاع مكانى قابل قبول است . الذهبى و طبرى( Zotenberg )ج 3 ص 447 تا 452 اين واقعه را در سال 639 ميلادى مطابق 18 هجرى به حساب مىآورند ( رجوع كنيد بهCaet . IV 3) به سختى مىتوان به آنها حق داد ، زيرا تعاقب تاريخى روايات عراقى كه پيوسته مىخواستهاند حوادث زيادى را به زمان عمر نسبت بدهند در اين مورد مثل موارد ديگر درهم است .