بين النهرين عملا درهم شكست و اندكى بعد ( تا سال 640 ) اشغال آن قسمتى كه در آن زمان به دولت بيزانس متعلق بود با تكريت و موصل و همچنين قرقيسياء واقع در نزديكى محل تلاقى خابور با فرات بدون دشوارى زياد انجام پذيرفت « 1 » .
موفقيتهاى سريع تازيان و شتاب ايرانيان در تخليهء اين منطقه علل ريشهدارترى داشت : از طرفى بين النهرين با ساكنان آرامى يا آرامىشدهء خود - كه در قسمت اعظم آن مسيحيان و در جنب آنان نيز پيروان فرقهء تعميديان و يهوديان وعدهء معدودى مانويان زندگى مىكردند - با سلطهء ايرانيان در آنجا مخالف بود « 2 » ، و از طرف ديگر ايرانيان ساكن اين منطقه زياد نبوده و اهالى دهات در برابر پيشروى تازيان هيچگونه عكسالعملى نشان نمىدادند ، حتى خليفهء ثانى عمر توانست بشخصه اين نكته را دريابد ، و مقرر داشت كه ساكنان آن منطقه بهعنوان ذمّى در زادگاهشان « 3 » بمانند . اگرچه استقبال از تازيان مهاجم به آن صورتى نبود كه تقريبا همزمان با آن در مصر مشاهده مىشد - مصرى كه در اثر اقدامات بيزانس فوقالعاده به هيجان آمده بود - ولى با اين وصف اوضاع بين النهرين در اساس به اوضاع مصر شباهت داشت « 4 » .
همينكه مسلمانان پس از كشمكش و مبارزه با سپاهى كه از مدت مديدى در نزديكى جلولا ( شمال شرقى تيسفون ) در محاصره بود ( از 24 ر 11 تا 22 ر 12 سال
هامش
( 1 ) - طبرى 1 ص 2474 تا 2477 و 2479 ؛ ابن اثير ج 2 ص 202 به بعد و 205 تا 207 ( « الجزيره قسمتى بود كه به سادهترين وجه تسخير شد » : ابن اثير ج 2 ص 206 ) . قوزانلو ج 1 ص 287 - 299Caet . III 752 - 769 , IV 220 - 232در مورد ارمنستان و گرجستان نيز رجوع كنيد به :K'art'lis chovreba 142 f . ; Brosset , Add . 47 f ( - . Chronique ARMenienne )( 2 ) - نيز طبرى 1 ص 2369 .
( 3 ) - طبرى 1 ص 2370 تا 2373 ؛ و نيز رجوع كنيد به فصل « سازمان ادارى ايران » از همين كتاب .
( 4 ) - رجوع كنيد به :Caet , V 4 .