سرنگون كردن دولت سامانيان ، ماوراءالنهر را به تصرف درآوردند و ايرانيّت را تا به درون شهرها به عقبنشينى ناگزير ساختند . سرانجام سلجوقيان « 1 » تودهء تركان غز را به حركت آوردند ؛ تركانى كه با حرص و آز ابدى باديهنشينان به تملّك ثروت شهرنشينان ، به طرف جنوب و شرق تاختند و نبرد قطعى تركان « فقير » صحراگرد را بر ضد توانگران « فارغ البال » ايرانى آغاز نمودند « 2 » .
تمام آنچه كه گفته شد از دورهء مورد بحث ما خارج است ، فقط پارههايى از قرلقها « 3 » ( در تخارستان ) و قبيلهء تركان خلج « 4 » ( در سيستان و اطراف غزنه ، بلخ ، تخارستان ، بست و جوزجا ؛ [ ان ] ) « 5 » ( پس از آنكه حدود سال « 6 » 840 برابر 225 هجرى كوشش آنان براى توطن در فارس به ثمر نرسيد ) حتى در قرن دهم ( چهارم هجرى ) تا به داخل اراضى ايران پيش آمده بودند : اين خود مقدمة الجيش جنبش بزرگ تركان بود . بديهى است كه رخنه نمودن قبايل ترك در ايران و نواحى عربى زبان به هيچ وجه بدين محدود نبود ، بدان نيز گماشتن جنگجويان ترك در مشاغل سپاهى ، ابتدا در دربار خلافت « 7 » و بعدا در تمام بين النهرين و در مصر و ساير نقاط ، افزوده مىگردد . به زودى تركان در اين مناطق رهبرى
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به :Barthold , Vorl . 101 ff .( 2 ) - كمى بعد از آن ( در مورد ازمنهء حدود 1180 برابر 576 هجرى ) تاريخ سلجوقيان كرمان ( فهرست : 175 ) ، صفحات 104 تا 106 ، بدين ترتيب و تعبير نسبت بين اين دو ملت را توصيف مىكند .
( 3 ) - حدود العالم ( فهرست :
36 ) ، ص 108 .
( 4 ) - راجع به تلفظ اين اسم ( بنا به قول ياقوت ، خلج يا خلج ) رجوع كنيد به : حدود العالم ( فهرست : 36 ) ، ص 111 ؛ - اين كلمه اغلب با خلخ ( قرلقها ) اشتباه مىشود ، در اين باره رجوع كنيد به همين مرجع ، ص 347 .
( 5 ) - اصطخرى ، صفحات 245 و 281 ؛ - ابن حوقل ( كتاب المسالك ، چاپ لايپزيك 9 / 1938 ) ، ص 419 .
( 6 ) - اصطخرى ، ص 142 به بعد .
( 7 ) - رجوع شود به :