گروه صدنفرى كماهميّتى از اهالى بوده باشد ) « 1 » . تازه همينكه سلجوقيان به پيشروى پرداختند صورت امر از بنيان دگرگون گشت ، و در اين زمينه نيز وجود پادگانهاى ترك كه به زودى با تازهواردان درهم آميختند و شكل واحدى پذيرفتند ، اهميت اساسى داشت « 2 » . علاوه بر اين ، اسلام از طريق همين سربازان زود مسلمانشدهء ترك ، خيلى آسانتر از آن به تركان آسياى مركزى راه يافت ، كه در غير اين صورت براى آن ميسور مىبود . بدين ترتيب تركان « مملوك » به نحوى مقدمهء سيل مهاجرت عنصر ترك را از قرن يازدهم ( پنجم هجرى ) تشكيل دادند « 3 » .
بقاياى هياطله ( هيطل كلمهء عربى مستقلى است و صورت مغلوط لفظ هبطل ! نمىباشد ) « 4 » در آن زمان براى ايران ديگر هيچ اهميتى نداشتهاند . ( در آن عصر هنوز مردم اين مطلب را كه پايتخت آنان در ناحيهء بادغيس بوده است ، مىدانستند ) « 5 » .
از روسها هنگام پيشرويهاى آنان به اراضى ايران ( 880 برابر 266 / 267
هامش
( 1 ) - مقالهء ذيل در اين زمينه ، و نيز براى قرون بعد از آن ، اطلاعاتى به دست مىدهد :Ahmed Zeki Velidi Togan in der E I , turk . , II 101 f .( 2 ) - امرى است كه مشاهده و مورد گواهى واقع گشته است ، مثلا در حدود سال 1135 ( برابر 529 هجرى ) : البندارى ( سلجوقيان ، فهرست : 133 ) ، ص 177 . همچنين بعدا در زمان مغولان :Spuler , Ilch , 28 .( 3 ) - دربارهء تركان در زمان خلافت عباسيان رجوع كنيد به :Gunaltay , Abbas , S . 177 - 205 .. - حدود سال 820 ( برابر 205 هجرى ) جاحظ ، عربها و موالى ( يعنى ايرانيان خراسان ) و تركان را سه ستون خلافت مىداند ، و كتابى نيز به نام « كتاب فضل الاتراك » ، دربارهء مزايا و رجحان آنان در شغل سپاهى ، مىنگارد ( اين كتاب با مشخصات ذيل تصحيح و چاپ شده است :Tria opuscula auctore . . . . al - Djahiz , hrsg . v . Gerlof van Vloten , Leiden 1903 .مباركشاه نيز ( تاريخ ، فهرست : 168 ) ، صفحات 37 به بعد و 48 تا 52 ، تركان را مىستايد .
( 4 ) - هنوز در قرن هفتم ( اول هجرى ) در نواحى بلخ و نيشاپور مىزيستند [ يعنى در محلى كه سال 651 / 652 برابر 31 هجرى ، عربها ( طبرى ، رديف 1 ، ص 2885 ) و حدود سال 660 برابر 40 هجرى ، پيروز ، پسر يزدگرد سوم ، با آنان پيكار نمودهاند : ابن قتيبه ( عيون الاخبار ، فهرست :
67 ) ، ج 2 ، ص 1467 ) ] . در قرن دهم ( برابر با چهارم هجرى ) ، هنوز در خوارزم و گرگان نام آنان برده مىشود : « ايشان با ساير اهالى در منظر و زبان فرق و به تركان شباهت داشتند » . :
مقدسى ( احسن التقاسيم ) ، صفحات 284 و 286 به بعد و 291 .
( 5 ) - سمعانى ( كتاب الانساب ) ، ص 58 .