تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
حد زيادى خاموش شده بود ، تحقق پذيرفت . مهاجران به اين نواحى اكثر از شهرهايى كه تازه در قرن هفتم ( برابر اول هجرى ) بنا شده بود ، مثل كوفه و بصره و يا از سوريه « 1 » مىآمدند و علاوه بر قسمتهايى كه به قهر و عنوة در تصرف عربها آمده بود ، زمينهايى از ايرانيان مىخريدند « 2 » . طوايف عربى كه در كوهستان زاگرس مسكن داشتند از جمله عربهايى بودند كه به مرور زمان از طرف بين النهرين رفته رفته در بين ايرانيان وارد شده با آنان آميزش يافته بودند ؛ اما سكونت خوارج فرارى در اين نواحى فقط موقتى بود « 3 » و صورت مهاجرت دسته جمعى به اين منطقه را به خود نگرفت . ولى از سال 750 ( برابر 132 هجرى ) ديگر عربها در ايران سيادت نداشته ، بلكه رياست به دست خود ايرانيان افتاد . دليل اين امر فقط تغيير رفتار سياسى خاندانهاى فرمانروا و يا تنها اخراج و گاهى نيز برانداختن طوايف عرب نبود ، بلكه در جنب اين امور ، علت آن ، پس از آنكه موانع مذهبى بر طرف گشت ، نيروى آميزش و همسانى ايرانيّت بود . ازدواجهاى دو نژاده - عرب و ايرانى - باعث به وجود آمدن عوامل بسيارى در اين زمينه گشت ؛ دربارهء اين ازدواجها فقط در موارد معدود و تنها نسبت به شخصيتهاى عالىمقام اطلاعات اندكى در دست است . فرزندان اين ازدواجهاى دو نژاده در محيط ايرانى اغلب در رديف خرده‌اشراف بومى درمىآمدند و منزلت و مال پدران خود را به ارث مىبردند و اضافه بر آن از دربار خلافت نيز حق ويژه‌اى ( مستمرّى ) به آنان داده مىشد ، به‌طورىكه مىتوانستند ؛ مقام رهبرى خود را حفظ نموده بر آن بمانند . ولى اين افراد از
هامش
( 1 ) - حدود سال 660 ( برابر 40 هجرى ) : بلاذرى ( فتوح البلدان ) ، ص 328 به بعد ؛ - طبرى ، رديف 1 ، ص 2805 ( سال 649 / 650 برابر 29 هجرى ) ؛ - اغانى ( بولاق ) ، ج 11 ، ص 59 . ( 2 ) - بلاذرى ( فتوح البلدان ) ، ص 329 . ( 3 ) - رجوع كنيد مثلا به : تاريخ سيستان ، ص 213 ( 868 برابر 254 هجرى ) .
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 451 | برتولد اشپولر / جواد فلاطورى