ساكن بين النهرين بودهاند ، مشاهده مىگشت « 1 » . در ماوراءالنهر يعنى در سمرقند « 2 » و بخارا « 3 » و نيز در فرغانه و چاچ « 4 » ، عنصر عربى كه از آغاز قرن هشتم ( اوايل قرن دوم هجرى ) در اينجا ديده مىشد ، اغلب جزء سربازان بوده لااقل در ابتداى امر هنوز به محل معيّنى پابند نشده بود .
با توجه به رقابت عدهاى از قبايل عرب در زمان بنى اميّه ، اين امر روشن بود كه به زودى هريك از مناطق مختلف ايران - تا آن حدى كه عربها بدان دست يافته بودند - به قلمرو يك قبيله ، و يا لااقل چند قبيلهء متحدى از عرب مبدل خواهد گشت . حتى همين واقعيّت كه حكام و كارمندان عالىرتبهء ديگر ، از قبيلهء معيّنى بوده ، سپس كارمندان زيردست و دون پايه را از هم قبيلههاى خود بر مىگزيدند « 5 » ، مىتوانست براى اين امر كافى باشد . در خراسان قبايل عربهاى شمالى حكومت مىكردند و خود را - چون كمتر مورد مزاحمت قرار مىگرفتند - كاملا موافق سيادت بنى اميّه نشان مىدادند و در نتيجه ( بر خلاف آنچه در طرف غربى آنها مشاهده مىگشت ) از هر حيث متمايل به حفظ حسن روابط و مناسبات با آنان بودند . با وجود اين ، عربهاى جنوبى براى هميشه تحمل اين را كه از اين امر سيادت دور بمانند « 6 » ، ننمودند ، و از آن راهى كه كوشش ايشان براى تفكيك
هامش
( 1 ) - بلاذرى ( فتوح البلدان ) ، ص 410 ( چنين ادعا مىگردد كه سال 671 - برابر 51 هجرى - 50000 تن به نواحى جيحون مهاجرت نمودهاند ) ؛ - طبرى ، رديف 2 ، ص 156 ؛ - ابن اثير ، ج 3 ، ص 194 ( سال 671 برابر 51 هجرى ) .
( 2 ) - بلاذرى ( فتوح البلدان ) ، ص 421 ( از سال 707 برابر 88 هجرى به بعد ) ، ص 422 .
( 3 ) - نرشخى ( تاريخ بخارا ) ، ص 52 ( تخليهء نيمى از خانهها براى عربها ، پس از چهارمين قيام شهر ) .
( 4 ) - بلاذرى ( فتوح البلدان ) ، ص 431 ( حدود 715 برابر 96 هجرى ؛ به وسيلهء قتيبة بن مسلم ) . - رجوع كنيد نيز به :S . B . Pevsner : O dvuch arabskich az bukach iz raskopok v herve , in " Epigrafika Vostoko " IX ( 1954 ) , S . 24 - 37 .( 5 ) - رجوع كنيد به : فصل « رؤساى ادارى » از همين كتاب : جلد دوم .
( 6 ) - رجوع كنيد به :Kremer , C . G . II 143 auf S . 144 . Wellhausen , Arab . 307 .( در اينجا 200000 عرب تخمين زده مىشوند ) .