سكههاى حكام و واليان اسلامى در شرق در سال 639 - 663 / 664 ( برابر 18 تا 43 هجرى ) به خط پهلوى و تقليدى ساده از سكهء ساسانيان بود و تازه بعد از آن سكههايى به دو زبان رايج گشت ، و براى اولين بار در سال 696 / 697 ( برابر 77 هجرى ) سكههاى منقوش به عبارات عربى خالص جاى سكههاى دو زبانى را گرفت « 1 » .
در اين زمان به نحوى ماهيّت حكومت به طرز قاطعى به قالب عربى درآمد كه در قرن هشتم و نهم ( دوم و سوم هجرى ) زبان عربى ( صرف نظر از كتب علمى ) واقعا زبان حكومت گشت « 2 » . هرچند طاهر مؤسس خاندان طاهريان ( وفات 821 برابر 206 هجرى ) ( كه خود از طايفهاى عربىنژاد ايرانىشده برخاسته بود ) ظاهرا به فارسى بهتر صحبت مىكرده تا به عربى « 3 » و حتى براى زبان عربى مترجم به كار مىبرده است ، ولى مخصوصا افراد سلسلهء وى ، مثلا عبد الله « 4 » ، در مورد انشاى اسناد و مدارك به زبان عربى ( لااقل براى اينكه وفادارى خود را در مقابل خلافت تأييد نمايد ) سخت پافشارى مىكردند . بويهيان نيز با وجود اينكه سران سلسلهء آنها اصلا عربى نمىدانستند « 5 » ، برطبق همين شيوه رفتار كردند و حتى سامانيان - كه در تمام موارد ديگر به فرهنگ ايران پابند بودند - ابتدا خواستند زبان درى « 6 » ( موسوم به « زبان دربارى » ) را كه به عنوان « فارسى نو » براى
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به فصل « ضرب سكه » ، جلد دوم از همين كتاب .
( 2 ) - اصطخرى ، ص 137 ؛ - دولتشاه ( تذكرة الشعراء ، فهرست : 272 ) ، ص 29 . - و نيز . -Wiet 149 .( 3 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 1063 ؛ - و نيز :b . Taifur , Bl . 51 b bei Krymskyj I 28 .( 4 ) - با توجه به اين اوضاع بايد اين ادعا كه وى اصلا فارسى نمىفهميده است( Kremer , C . G . II 150 nach b . Hamdun , Bl . 224 r . )ادعاى بىحقيقتى باشد .
( 5 ) -Mez 17 mit Anm . 8 .؛ - دربارهء ترجمهء كتب عربى به فارسى در زمان سامانيان رجوع كنيد به :Barthold , Med . 83 .( 6 ) - ياقوت ، ج 3 ، ص 407 ؛ ج 6 ، ص 406 به بعد ( بنا به قول حمزهء اصفهانى ) ؛ - مفاتيح العلوم ( خوارزمى ) ، ص 117 ؛ - جاحظ ( كتاب البيان ، فهرست : 258 ) ، ج 3 ، ص 5 ( برابر جاحظ ، كتاب البيان ، فهرست : 259 ، ص 32 ) ( الفارسية -