تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
تلفّظ و تحرير آن ( همان‌طورى كه تقريبا زبان قفقازى امروز علايم كمكى زيادى لازم دارد ) كافى نبوده است « 1 » ، و خطا نيست « 2 » كه اين لهجهء ويژه از آخرين بقاياى زبان « الامى » به حساب آيد . در موارد نام برده گفتگو بر سر زبان باستانى اهل اين سرزمين بوده . اما در اثر تسلط عرب ، قبايل زيادى از عربها نيز كه اصل و مبدأ آنان براى معاصران طبعا روشن بوده است ، به نقاط مختلف اين سرزمين كوچ نمودند . در جنب آنان نيز از زمان قديم قبايل ديگرى از عرب در ساحل خليج فارس : در فارس و در طول سرحدات فارس و بين النهرين « 3 » و به ميزان كمترى نيز در كرمان « 4 » سكونت گزيده بودند و در دورهء اسلامى قطعا به قلمرو خود توسعه داده‌اند . بدون ترديد مترجمانى كه در دوره‌هاى اول ، واسطهء بين عربها و ايرانيان بوده‌اند از اين نواحى ( همچنين از جنوب عراق كه طبقهء پايين اجتماع آنجا تا مدت درازى به زبان فارسى تكلم مىنمود ) « 5 » برخاسته‌اند « 6 » . پس از تصرف ايران ، نيمى از جمعيت شهرهاى متعدد غربى اين سرزمين را عربها تشكيل مىدادند ( در آغاز زبان فارسى نو « تازى » « 7 » ناميده مىشدند ) . در
هامش
( 1 ) - جاحظ ( كتاب البيان ، فهرست : 258 ) ، ج 1 ، ص 16 . - و نيز :Fuck 64 .( 2 ) - منبع ذيل فقط بدين امر اشاره مىكند :Kremer , C . G . I 293 f .( 3 ) - يعقوبى ( بلدان ) ، ص 269 . ( 4 ) - رجوع كنيد به :Kremer , C . G . I 307 .( 5 ) - رجوع شود به :Fuck 7 f . , 10 , 46 f .( 6 ) - طبرى ، رديف 1 ، ص 2263 ( سال 635 برابر 14 هجرى ) ، ص 2278 ( سال 636 برابر 15 هجرى ) . ( 7 ) - طبرى ، رديف 2 ، ص 1181 ( سال 705 برابر 86 هجرى ) . - كه بعدا نيز در فارسى « تازيك » گفته شده ، مثلا جوينى ( تاريخ جهانگشا ، فهرست : 152 ) ، ج 2 ، ص 50 ( سال 1202 برابر 598 / 599 ) . - براى اطلاعات عمومى در اين مورد رجوع شود به :
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 440 | برتولد اشپولر / جواد فلاطورى