تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
كتابت استحكامى يافته بود در ديوان ( در زمان احمد پسر اسماعيل 907 - 912 برابر 295 تا 300 ) وارد كنند ، ولى به زودى آن را ترك گفته و به عربى برگشتند « 1 » . همچنين خانواده‌هاى محترم و معتمدى كه ( مثل ميكالى ) در دربار بودند در اثر تربيت و تعلّم خويش به طرفدارى فرهنگ عربى درآمدند « 2 » . پس از آنكه عربيّت در مدارس كتّاب جاى خود را باز كرد و همين‌كه منافع وحدت زبان ديوانى تا نقاط دوردست بر همه معلوم شد ( بايد به اهميّت دولت آراميان در اين مناطق كه نيز وحدت زبان ادارى داشته‌اند توجه شود ) ، همين كتّاب نيز با اصرار و پافشارى مخصوص به خود بر اين رسم باقى ماندند ، چون هر نوع تغييرى مواجه با مشكلات عظيمى مىگشت . بديهى است كه نمىتوان براى هميشه از تحولى جلوگيرى نمود . ولى اين را هم بايد توجه نمود كه براى اولين بار خاندان‌هاى فرمانرواى ترك بوده‌اند كه
هامش
الدرية : بنا به اين قول ، اين زبان بخصوص در اهواز متداول بوده است ) . - غفورافGafurov 173 f )) مىخواهد صورت تكميل‌يافتهء زبان « درى » را زبان تاجيكى امروز بداند ؛ ادعايى كه فقط تا اندازهء محدودى مىتواند صحت داشته باشد ؛ - دربارهء ريشهء كلمهء « درى » رجوع شود به همين مرجع ، ص 187 ؛ - و نيز :A . N . Boldyrev : Iz istorii razvitija persioskogo literaturnogo jazyka , in " Voprosy jazykoznanija " 1955 / v .( 1 ) - مستوفى ( تاريخ گزيده ) ، ص 381 ؛ - رجوع كنيد به :Barthold , Turk . 240 ; Ross im Survey I 131 .كتاب « يتيمة الدهر » از ابو منصور عبد الملك الثعالبى ( 961 - 1038 برابر 350 تا 429 ) رجوع شود به :Brockelmann , GAL I 284 f . , S . I 499 f .ديد روشنى دربارهء وضع زبان عربى در دربار آنان ، نيز در شعر ، به دست مىدهد . ترجمهء قسمت مربوط به شرق ايران ، از : . - به طور كلى رجوع شود به :Brockelmann , GAL I 284 und S I 499 ff .( 2 ) - سمعانى ( كتاب الانساب ، خطى ) ص 549 ظهر ( در تحت كلمهء ميكالى ) ، و نيز به صفحهء ما قبل آن رجوع گردد .