تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
معمول مذكور در بالا ، كرد به حساب آمده‌اند « 1 » . بر خلاف كردان زطّهاى هندى
Ghat )
، جهات ) كه حتى در زمان ساسانيان به اين سرزمين كوچ كرده بودند ، به روشنى از ديگران ممتاز بودند و با كوليان پيوستگى داشته « 2 » به صورت گروه‌هاى منفردى تا كوهستان پيش رفته بودند « 3 » . اين دسته‌ها در همان اوايل ( لااقل برحسب ظاهر ) اسلام را پذيرفتند و اكثر به نواحى باتلاقى اطراف بصره و واسط « 4 » يعنى به محلى كه از آنجا وظيفهء معروف تاريخى خود را اجرا كردند ، مهاجرت نمودند . خوزستان نيز به نوبهء خود از نظر زبان وضع خاصى داشت : زبان خوزى بنا به اقرار صريح اهل آن عصر ، نه با زبان عربى ارتباط داشته است و نه با زبان پارسى « 5 » ( پارسيى كه اهالى غالبا آن را مىفهميده‌اند ) . حتى الفباى عربى براى
هامش
( 1 ) - بديهى است كه امروز هنوز كردان در سرزمين ايران در ناحيه‌هاى محدود و منحصر به خود وجود دارند : مثلا ( گذشته از شبانكاره ) در طرف جنوبى شيراز ، قسمتهاى جنوبى شهر كرمان ، نواحى شمالى بانپور ( در منطقهء قديمى قفص ) ، در اراضى بالاى اترك در شمال خراسان و نيز در زمينهاى شرقى بلوچستان ؛ رجوع شود به نقشهء آخر كتاب ذيل :L . Rambout : Les Kurdes et le droit , Paris 1947 ( Rencontres 24 ) .. - دربارهء روايتى حاكى از اينكه ارموريها ( ساكن نواحى واقع در اطراف رودخانهء لوغر سمت جنوبى كابل ) اصلا كرد بوده‌اند رجوع شود به : . - براى توضيح و تحقيقى از نظر زبان‌شناسى در اين مورد ، رجوع شود به همين مرجع و نيز ص 9 به بعد ، و همچنين :Karl Hadank in der OLZ 1931 , Sp . 736 - 745 .( 2 ) - مفاتيح العلوم ( خوارزمى ) ، ص 123 و نيز :Gabriel Ferrand : Zott , in der EI , IV 1336 f .( 3 ) - ابن حوقل ( كتاب المسالك ، چاپ لايپزيك 9 / 1938 ) ، ص 257 . ( 4 ) - بلاذرى ( فتوح البلدان ) ، ص 375 به بعد . - پس از قيام آنها ، قسمتى از ايشان را به خانقين و قسمتى را به « عين زربه » كوچ دادند . ( 5 ) - اصطخرى ، ص 91 ؛ - ابن حوقل ( كتاب المسالك ، چاپ لايپزيك 9 / 1938 ) ، ص 254 ؛ - مفاتيح العلوم ( خوارزمى ) ، ص 117 ؛ - ياقوت ، ج 3 ، ص 489 ( نيز رجوع شود به يعقوبى - بلدان - ، ص 361 ) . - اگر هم ياقوت ( ج 6 ، ص 407 ) زبان خوزى و نيز سريانى ( سورى ) را جزء زبان فارسى به حساب مىآورد ( بنا به قول حمزهء اصفهانى ) ، علت آن بايد ظاهرا دلايل جغرافيايى باشد . - و نيز رجوع كنيد به :Schwarz , IV 401 f . , 406 f .
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 439 | برتولد اشپولر / جواد فلاطورى