نمىتواند مورد ملاحظه قرار گيرد ، محدود نبوده ، بلكه قبيلههايى از كردان و يا قسمتهايى از آن قبايل تا نواحى دوردستى در سرزمين ايران پيش رفتند . البته در اين مورد بايد به اين نكته توجه كرد كه در آن زمان كلمهء كرد به طور دقيق به عنوان اصطلاح براى اين گروه به كار نمىرفته است « 1 » و غالبا نيز سرزمينى مثل گرگان را ( بيشتر به طرف جنوب در كوهستان زاگرس ) « 2 » كه كردنشين نبوده جزء آنان به حساب مىآوردند « 3 » . ولى اين امر تنها به اين مورد پايان نمىپذيرد ، بلكه بدون ترديد بسيارى از « قبايل متعدد كردى » كه از آنها در غرب ايران نام برده مىشود نبايد جزء كردان به حساب آيند . زيرا بيشتر آنان فقط ( مثل لرها ) « 4 » قبايل و ايلات مهجور ، و از نظر فرهنگى و غيره عقبافتادهاى بودهاند كه زبان آنها به نحوى كهنه بوده ، و در نتيجه با زبان « فارسى نو » برابرى نمىكرده است . ايشان را ازاينرو كرد ناميدهاند كه كسى زبان ويژهء آنها را نمىشناخته است ، و همينقدر مىدانستهاند كه زبان آنان متعلق به گروه زبانهاى ايرانى مىباشد « 5 » . - اين قبيل سكونت و توطن « 6 » كردان ، به طرز - مخصوصا انبوه و متراكمى در كوهستان
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به منبع ذيل تحت كلمهء « كردان » :Vladimir Minorsky in der E I , II 1214 f . , 1224 f .. - به كتاب ذيل دسترسى نيافتم :
« خ كرد و پيوستگى نژادى و تاريخى او » ، از رشيد ياسمى ، تهران 1940 .
( 2 ) - طرف شمالى ، جاده بغداد - كرمانشاه .
( 3 ) - اطلاعات مفصلى در اينباره ، در :Vladimir Minorsky : The Guran , im BSOAS XI ( 1943 ) , S . 75 - 103 .( 4 ) - راجع به اين موضوع رجوع كنيد به :Vladimir Minorsky : Les Tsiganes Luli et les Lurs Persans , im " J . As . " CCXVIII ( I . - VI . 1931 ) , S . 281 - 305 , bes . S . 294 ff .( 5 ) -Spiegel , Eran 78 ; Kremer , C . G . I 301 .( 6 ) - به زبان عربى « زم » ، جمع « زموم » از كلمهء كردى « زومه » «Zome» : ابن خردادبه ( كتاب الممالك و المسالك ، فهرست : 28 ) ، ص 47 و يا كلمهء « رم » . - دربارهء تناسباتى نظير اين ، در عصر جديد :Nikitin , Nat . 214 :