تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
خوارزمى « 1 » - در بعضى از قسمتها در جنب زبان فارسى - در حيات بوده است . در محل است يورت
Ust Jurt )
) و در شبه جزيرهء من قيشلاق ( منگيشلاق ) هنوز در آن زمان بقاياى قوم آص « 2 » ( - قوم
Alan
: عبارتند از گروهى از صحرانشينان ايرانى ساكن جنوب روسيه و شمال قفقاز كه قسمتى از آنان در سال 409 ميلادى به اسپانيا و در قرن 13 برابر هفتم هجرى به مجارستان كوچ نموده‌اند ) وجود داشته‌اند . در غرب ايران نيز هنوز وحدتى به دست نيامده بود . در آن موقع آذربايجان با جمعيت نسبتا اندك « 3 » خود هنوز جزو سرزمين فارسى زبان ايران بود « 4 » و نهال
هامش
( 1 ) - مقدسى ( احسن التقاسيم ) ، ص 335 . - با وجود اينكه قتيبة بن مسلم ( سال 712 برابر 93 هجرى ) آثار فرهنگى خوارزميان را كه تازه بعدا بيرونى ( هند ، ص 36 ) از آن خبر مىدهد ، نابود نمود ( اين مطلب در منبع ذيل مورد ترديد قرار مىگيردBarthold , Turk . 1 .، ولى مرجع ديگرى آن را به عنوان امرى واقعى مىپذيرد :( V . V . Struve im " Vestnik Drevnej Istorii " 1949 / 4 30 , S . 137 .باز زبان خوارزمى هنوز در حدود سال 1000 ( برابر 390 هجرى ) زبان فرمانها و اسناد خوارزمشاه بوده است ، تاريخ بيهقى ( فهرست : 161 ) ، ص 669 به بعد ( حتى در دربار محمود نيز مترجمانى براى اين زبان وجود داشته‌اند ، همين مرجع ) . - دربارهء بقاياى زبان خوارزمى ( مثلا در مورد البيرونى ، دانشمند خوارزمى ) رجوع كنيد به : حفريات و اكتشافات جديد در انتظار يك تحقيق تازه‌اى مىباشند ؛ رجوع شود به :Paul Pelliot : Le nom du Xwarizm dans les textes chinois , im " T'oung Pao " XXXIV ( 1938 ) , S . 146 - 152 .( 2 ) - رجوع كنيد بهTolstov , Civ . 49 .( براساس بيرونى ، هند ) . ( 3 ) - طبرى ، رديف 1 ، ص 2805 . - و نيز :Zapiski Vost . Otd . XVIII 093 .( 4 ) - اين زبان نيز مثل زبان تركى امروز آنجا ، به صفت « آذرى » موصوف بود ( يعقوبى ، بلدان ، ص 272 ؛ - فهرست ابن نديم ، ص 344 ) . ظاهرا مقصود ياقوت ( ج 1 ، ص 160 ) نيز همين زبان بوده كه به نظر وى نامفهوم مىآمده است . علاوه بر اين ، وى در اينجا به منابع قديمىتر استناد