تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠

وضع ايران از نظر زبان

نتيجهء شاهنامهء فردوسى فقط اين نبود كه زبان « فارسى نو » به صورتى كه در قرون اول دورهء اسلامى « 1 » قبل از همه در مشرق سرزمين « ايرانى زبان » به وجود آمده « 2 » بود ، براى هميشه به عنوان زبان فرهنگى تثبيت گردد - اعم از اينكه چنين هدفى هم واقعا منظور فردوسى بوده است يا نه - . بلكه وجود يك چنين لهجهء ويژه‌اى موجب شد كه براى زبان فارسى از جهات مختلف شالوده و اساسى ريخته شود . زيرا هنگامى كه عربها به ايران آمدند اين سرزمين از نظر زبانى به شعب و شاخه‌هاى بيشتر و پراكنده‌تر از آنچه كه در اواخر قرون وسطى يا عصر جديد مشاهده مىشود تقسيم مىشد و زمانى هريك از لهجات « 3 » در منطقهء وسيعترى از قلمرو امروز خود معتبر بود « 4 » . حتى هنوز در قرن دهم ( برابر چهارم هجرى )
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به :Noldeke , Tab . VIII .( 2 ) - دربارهء بقاياى زبان فارسى نو در زمان مقدم بر فردوسى مثلا مانند ابياتى كه طبرى به فارسى مىآورد ( رديف 3 ، صفحات 1492 و 1494 : سال 726 / 727 ، برابر 108 هجرى ) و غير از آن ، هنوز تحقيقى علمى از لحاظ دستور زبان در دست نيست ، رجوع كنيد به مقالهء ذيل كه كتب و نوشته‌هاى ديگرى را نيز ذكر مىكند :Vladimir Minorsky : Some early documents in Persian , im JRAS 1942 , S . 181 - 194 ; 1943 , S . 86 - 99 .( 3 ) - در اين‌باره رجوع كنيد به : مقدسى ( احسن التقاسيم ) ، صفحات 334 تا 336 و 368 ( ديلم ) و براساس آن :Fuck 111 f . ; Schwarz VI 768 ( Rajj ) .( 4 ) - مسعودى ( كتاب التنبيه ، فهرست : 85 ) ، ص 77 به بعد ، لهجه‌هايى را بدين ترتيب نام مىبرد : فهلوى ، الدرى ( زبان دربارى ) ، آذرى و غيره .