بين زبان عجم و زبان فارسى فرق مىنهادند و آن دو را مانند دو زبان مستقل در جنب يكديگر « 1 » و اهالى جبال را به عنوان « پهلو ج »
( PAHLAVAG )
گاهى جداگانه « 2 » ذكر مىكردند . ظاهرا زبان اراضى فارس ( و به طور كلى زبان جنوب ايران ) « 3 » در آن زمان به اندازهاى از آن زبان فارسيى كه ادامهء لهجهء ساسانيان و به طرز ممتازى در خراسان تكامل يافته بود دور بوده است كه ملزم شدهاند آن را به نام ديگرى بنامند و تازه در زمانهاى بعد توانسته اصطلاح « فارسى » براى زبان فارسى به طور مطلق رايج گردد . در قرن دهم / يازدهم ( برابر چهارم / پنجم هجرى ) امكان اين امر به وجود آمد كه زبان عاميانهء معمول آذربايجان ، فارسى « 4 » ، ولى در عين حال لهجهء مرو به عنوان ملاك و نمونهء معتبر زبان فارسى « 5 » به حساب آيد .
زيرا تلفظ زبان فارسى طبعا در مناطق متفاوت رنگ گويشهاى محلى را به خود مىگرفت : چنانچه اين زبان در نواحى شرقى مثلا در هرات « 6 » و در كوهستان « 7 »
هامش
( 1 ) - ابن حوقل ( كتاب المسالك ، چاپ لايپزيك 9 / 1938 ) ، ص 289 ؛ - اصطخرى ، ص 137 ؛ - يعقوبى ( بلدان ) ، ص 270 ؛ - مفاتيح العلوم ( خوارزمى ) ، ص 117 . - سمعانى ( كتاب الانساب ) ، ص 41 ( در تحت كلمهء اصبهانى ) ، ص 58 ، اصطلاح « عجمى » را براى زبان ساسانى به كار مىبرد ( نيز : ص 385 ) . - در جنب آن ، كلمهء « عجم » نيز به معنى « بيگانه و خارجى » استعمال مىگردد ، مانند موردى كه يعقوبى ( تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 457 ) تموز را به عنوان كلمهء « عجمى » براى يكى از ماههاى سال به حساب مىآورد ( مطابق با آن نيز ، ص 525 از همين مرجع ) .
( 2 ) - طبرى ، رديف 1 ، صفحات 2106 و 2608 ؛ - مفاتيح العلوم ( خوارزمى ) ، ص 116 به بعد . - و نيز رجوع كنيد به :Schwarz VII 846 f .( 3 ) - در كرمان نيز اين زبان فهميده مىشده است : ابن حوقل ( كتاب المسالك ، چاپ لايپزيك 9 / 1938 ) ، ص 313 ؛ - اصطخرى ، ص 167 - دربارهء وضع زبان در فارس رجوع كنيد به :Schwarz III 145 .( 4 ) - رجوع كنيد به :Goldziher , Shu'ub 170 .( 5 ) - اصطخرى ، ص 191 به بعد . ؛ يعقوبى ( بلدان ) . ص 270 .
( 6 ) - مقدسى ( احسن التقاسيم ) ، ص 307 . - در اين مورد رجوع كنيد به مقالهء ذيل دربارهء خواجه عبد الله انصارى وفات 1088 برابر 481 هجرى :W ( ladimir ) Ivanow : Tabaqat of Ansari in the old language of Herat im " Journal of the R . As . Soc . " 1923 , S . 1 - 34 , 337 - 382 .( 7 ) - مقدسى ( احسن التقاسيم ) ، صفحات 321 ، 398 .