كه در پيكار با عرب و اسلام توفيق يافته بود مقاومت نمود و براى ايرانيان ميسور بود كه بگهاى تركان را با كلماتى شنيع مثل « وحشيان جاهل » و ولگرد دشنام دهند « 1 » .
همينكه در تحت حكومت قراخانيان و سلجوقيان كمكم مقام و موقع « دهقانان » تنزل يافت ، بازهم همين حس ملّى توانست - از لحاظ فرهنگى - در اين سرزمين وظيفهء خود را در راه حفظ هستهء مركزى ماهيّت ايرانى انجام دهد . يعنى در حين اينكه ايرانيان در قرون آينده نه تنها تركان را به اسلام درآوردند ، بلكه آنها را نيز ايرانى نمودند ، ايرانيّت توانست از آن پس در چهارچوبهء جهان اسلامى ، مقامى را كه در طى تمام قرون وسطى تا عصر جديد وظيفهء تاريخى و فعاليت خود را به طور ممتازى نشان داد ، حايز گردد .
هامش
( 1 ) - حدود سال 1180 ( برابر 575 / 576 ) : تاريخ سلجوقيان كرمان ( فهرست : 175 ) ، ص 97 . - دربارهء اينكه در زمان سلجوقيان هنوز فكر بنا و تشكيل دولت بزرگ ، قوامى نيافته بود ، رجوع كنيد به :Barthold , Vorl . 112 .