انديشه را در سر مىپرورانيدند كه روزى دوباره دولت افتخارآميز ساسانى يا هخامنشيان را بدان ترتيبى كه در داستانهاى دلاوران آنان منعكس شده بود برقرار كنند : در طبرستان ( يعنى همانجايى كه در سال 783 برابر 166 / 167 هجرى در طى قيامى حتى زنان ايرانيى كه با عربها ازدواج نموده بودند از دم شمشير انتقام تعصب ايرانى گذشتند ) « 1 » و نيز در ديلم ، اين نقشه طرح شد كه دستگاه خلافت را - تا حد امكان به پيوست با جنبشهاى مذهبى و سياسى « 2 » مزدكيان و قرامطه « 3 » - سرنگون نموده در تيسفون - نه در بغداد - دو مرتبه تاج و تخت خسروان را برپاسازند « 4 » .
در سال 839 ( برابر 224 هجرى ) اسپهبد مازيار طبرستانى به جهت طرح اين قبيل نقشهها كه وى با امير اسروشنه : « افشين » كشيده بود دستگير شده و به قتل رسيد « 5 » . هنوز صدسال از اين واقعه نگذشته بود ( در سال 931 برابر 319 هجرى ) كه بار ديگر مرداويچ ديلمى به فكر برقرارى مجدد يك دولت ايرانى « 6 » افتاد ؛ و اساسا اراضى جنوب بحر خزر تا مدت طويلى به عنوان مركز ماهيت ايران باستان به جاى ماند « 7 » .
هامش
( 1 ) - ابن اسفنديار ( تاريخ طبرستان ) ، ص 126 . - و نيز :Rehatsek 421( 2 ) - ابن فضلان ( فهرست : 35 ) ، صفحات بيست و سه ، و بيست و پنج ( سال 931 برابر 319 هجرى ) ؛ - دربارهء تقارن انتظار هزارهء ( - انتظار تجديد اوضاع به دست رهبرى مصلح در رأس هزار سال ) زردشتى با يهودى و مسيحى رجوع كنيد به :Grunebaum 193 .( 3 ) - قرامطه در بين ايرانيان نيز به حس ملى آنان اعتماد كردند ، رجوع كنيد به :Michael Jan de Goeje : Memoires sur les Carmathes du Bahrejn et les Fati - mides , 2 . Aufl . , leiden 1886 , S . 33 .( 4 ) - اميران ايرانى به اينكه با اين خسروان مقايسه شوند ، تمايل داشتند : اغانى ( بولاق ) ، ج 17 ، ص 110 .
( 5 ) - ابن اسفنديار ( تاريخ طبرستان ) ، ص 155 به بعد ؛ - اولياء ( فهرست : 191 ) ، ص 56 ؛ - طبرى ، رديف 3 ، ص 1274 ؛ - ابن اثير ، ج 6 ، ص 175 ؛ - و نيز :Rehatsek 425 - 429 .( 6 ) - ابن مسكويه ( تجارب الامم ) ، ج 1 ، ص 316 ؛ - مسعودى ( مروج الذهب ) ، ج 9 ، ص 27 به بعد ؛ - ابن اثير ، ج 8 ، صفحات 96 ، 105 .
( 7 ) - هنوز در قرن هفتم و هشتم ( اول و دوم هجرى ) سكههايى با نقوشى به زبان پهلوى وجود داشته است ، رجوع كنيد به :Krymskyj I 93 .- حدود سال 1200 ( برابر 596 هجرى ) تاجگذارى اسپاهبذى به شيوهء ايران باستان صورت گرفت و اين امر را بخصوص ابن اسفنديار ( تاريخ طبرستان ، ص 255 ) با تأكيد ذكر مىكند .