تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة مقدمه 45

مساهمون:

صمقدمه ٤٥
فقط دسته‌اى از همسايگان ايران كه در قفقاز مىزيسته‌اند ، ( مثلا گرجىها و ارامنه ) تواريخ مفصّلى از خود بجاى گذاشته‌اند . ولى روابط سياسى جهانى اين گرجيها هم تقريبا منحصرا با بيزانس و ( به شكل پيكار و عناد ) با دستگاه خلافت ، صورت مىگرفته است ، و ايران در قرون هفتم تا يازدهم ميلادى ( برابر اول تا چهارم هجرى ) خارج از قلمرو نظرگاه تاريخ بزرگ كارتليس سخوربا (
K'art'lis chovreda
) « 1 » قرار داشت مگر در آن مورد لشكرى كه از طرف ايران به سوى قفقاز به خصوص گرجستان پيش‌روى نموده بود . برعكس در مورد ايران از وقايع‌نگارى ارمنى بيشتر مىتوان استفاده نمود ، علاوه بر اينكه ميزان خوبى هم براى سنجش احساسات قومى غير مسلمان كه در تحت سيادت كم‌وبيش بلاواسطهء خلافت واقع بود ، به دست مىدهد به طورى كه براساس آن ، استنتاج طرز انديشه و رفتار ايرانيان را نسبت به بيگانگان براى ما ميسور مىسازد . سرنوشت ارمنستان نيز در آن موقع به طور عمده با قسمت شرقى روم و با خلافت اسلامى و يا حكومتهاى شمالى بين النهرين كه اهالى مسلمان آن به تقليد گذشته ، ايرانى ناميده مىشدند « 2 » بستگى داشت . راجع به اين ارتباطات كتاب اريستاكس فن لاستيورت (
Aristakes von Lastiwert
؛ فهرست منابع : 219 ) شواهد روشنى ارائه مىدهد . تقريبا بر خلاف نويسندگان زمان مغول ، مردى مثل ماتيوس فن ادسا (
Matthaus von Edessa
؛ فهرست منابع : 220 ) ( قرن دوازدهم برابر قرن ششم هجرى ) كه مورّخى سخت كم‌سواد بوده ( و حتى كتب قديمى تاريخ ملّت خودش را هم نمىشناخته ) به طور كلّى به غرب ارمنستان توجه داشته است : ازاين‌رو نيز مناظرات مذهبى او به خصوص متوجّه بيزانس و
هامش
( 1 ) - رجوع گردد به فهرست منابع : 221 . - دربارهء تاريخ‌نويسى گرجى رجوع كنيد به :K'art'lis chovreba I / 2 , S . VI - XXXIII( غير از اين تاريخ مأخذ ديگرى راجع به ازمنهء قديم در دست نداريم . ( 2 ) - در اين مورد رجوع شود به :Arist . B 162 mit Anm . 4 .