تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة مقدمه 42

مساهمون:

صمقدمه ٤٢
فيلسوف اسماعيلى ، ناصر خسرو ( سفرنامهء مربوط به سنوات 1035 تا 1042 ميلادى برابر 437 تا 444 هجرى ؛ فهرست منابع : 43 ) « 1 » ذكر مىكنند ، اضافه گردد . چيزى كه بايد توجه شود اين است كه « شمال شرقى » و « شرق » در نواحى شرقى ( يعنى از خراسان به آن طرف ) در نزد جغرافىنويسان اغلب به نام « شمال » تصور مىگردد . « 2 » هرچند مقدسى كه آلويس شپرنگر (
Alois Sprenger
- فهرست منابع : 301 - : 1813 تا 1893 ميلادى برابر 1228 تا 1310 / 1311 هجرى ) او را - يقينا به طور مبالغه‌آميزى - بزرگترين جغرافىدان تمام ازمنه حساب مىكند ، كتاب خود را در بسيارى از موارد بر بنيان كتاب اصطخرى استوار نموده است ، ولى براساس مسافرتهاى وسيع و طولانى خويش ، مقادير زيادى از مشاهدات شخصى « 3 » خود را بر آن مىافزايد و خويشتن را از مقتداى خود نيز در به دست دادن وقايع « 4 » ممتاز مىسازد و بر خلاف اصطخرى - كه با تعظيم و تكريم خاندان پيغمبر « 5 » ( ص ) اغلب به امر تشيّع اشاره مىكند - توضيح و تقريرهاى به هم پيوسته و منظمى دربارهء تقسيم اديان ابراز مىدارد .
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به : ( 2 ) - حدود العالم ، صفحهءXV( 3 ) - مثلا در مورد مسيحيان دبيل ( مقدسى ، احسن التقاسيم ، ص 377 : اصطخرى ، ص 188 ، ابن حوقل ، چاپ دوم ، ص 342 ) و در صورت اسامى شهرهاى ارمنستان ( مقدسى ، احسن التقاسيم ، ص 374 مطابق با اصطخرى ص 188 ) ؛ تغيير پايتخت گرگان ( مقدسى ، احسن التقاسيم ، ص 298 مطابق با اصطخرى 270 ؛ يهوديه : انبار ) . - به همين ترتيب نيز اصطخرى با ابن حوقل اختلافاتى دارد ( خانه‌هاى اردبيل از گل و آجر بوده است بنا به قول مقدسى ، احسن التقاسيم ، 181 ؛ در مقابل ، ابن حوقل - چاپ دوم ، ص 334 - مىگويد : اغلب از گل بوده ) . نيز در صفحهء 335 ، ابن حوقل وقت تغيير پايتخت آذربايجان را از مراغه به اردبيل تعيين مىكند . در صورتى كه اصطخرى ، ص 181 از آن اطلاعى نداشته است . ( 4 ) -Grunebaum 243( 5 ) - مثلا كلمهء عليه السلام ، پس از ذكر نام « علىّ بن موسى الرضا » ، ص 257 به بعد .