ايران مسلمان از سوريه و دولت شرقى روم فاصلهء زيادى داشت و ازاينرو در بين گزارشات ايشان خبر مهمّى راجع به اين كشور وجود ندارد ، مگر يادداشتهايى چند كه مربوط به مسيحيّت اين سرزمين مىباشد : مثلا در كتاب رئيس اساقفه ميخائيل اول
Michael )
- ؛ فهرست منابع : 228 ) سنوات 1166 تا 1199 ميلادى برابر 561 تا 595 هجرى و يا گرگر برهبرئيوس « 1 »
Gregor Bar Hebraeus )
) ( 1126 تا 1286 ميلادى برابر 520 تا 685 هجرى ) . - همچنين بنيامين فن تودلا
Benjamin Von Tudela )
سيّاح يهودى ( سنوات 1165 تا 1173 ميلادى برابر 560 تا 568 / 569 هجرى ؛ فهرست منابع : 45 ) فقط دربارهء جماعات يهود زمان خودش و سرنوشت آنان ، اظهاراتى مىنمايد .
هر كجا در زمينهء تاريخ نگارى وزنهاى در برابر منابع مسلمانان وجود نداشته باشد سود شواهد عينى جريانات تاريخى نيز ناچيز مىباشد به استثناى سكّهها ( فهرست منابع : 1 تا 27 ) كه : تعداد زيادى از آنها به ما رسيده است .
اسامى واليان و روابط آنان با خلافت و يا با ساير فرمانروايان و همچنين عناوين آنها در اغلب موارد فقط از سكهها به دست مىآيد . « 2 » ولى در مقابل ، عباراتى كه دربارهء مذهب « اسلامآوردگان » طبرستان ( مثلا شيعه يا سنّى ) در روى اين سكّهها ديده - مىشود ، فقط تا اين حد ارزش دارد كه آنچه را كه از دلايل ديگر معلوم بوده ،
هامش
( 1 ) - رجوع نماييد به منابع : 230 - 231 . - در عين حال مقالهء ذيل كه دربارهء نسطوريان در تحت خلافت اسلامى و عرب نوشته است ، مطلبى راجع به اوضاع ايران به دست نمىدهد .
( 2 ) - در عدم امانت و اعتماد مورخان از لحاظ سكهشناسى نوشتهء ذيل مفصلا صحبت مىكند :Tiefenhausen , S . VI - VIII .